شمع از هوای وصلت، در حالت هلاک است
گل تا شنیده بویت، از شوق سینه چاک است
شستم غبار خود را با گریه از دل خلق
در عشق او حسابم با کاینات پاک است
از بس که بی رخ او چشمم غبار دارد
چون دانه های سبحه، اشکم تمام خاک است!
تا چند بخیه بتوان بر زخم های خود زد؟
چون موج سینه ام را چاک از قفای چاک است
دل را سلیم بی قدر در عاشقی، وفا کرد
کم قیمت است آری جنسی که عیب ناک است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از شدت عشق و longing برای محبوب سخن میگوید. او به تصویر شمعی اشاره میکند که از نبودن محبوب در حالت احتضار است و گل را که به بوی محبوبش دچار شوق و وحشت شده است. شاعر با گریه و اشک خود غبار از دل خلق میشوید و عشق را پاک و خالص میداند. او به زخمهای قلبش اشاره میکند که هرگز بهبود نمییابند و دل خود را در این عشق بیقیمت میبیند، زیرا عاشق بودن هنوز برایش ارزشمند است، حتی با وجود عیوب و دردهای آن.
هوش مصنوعی: شمع به خاطر عشق و آرزوی وصالت در حال احتضار است و گل از زمانی که بوی تو را استشمام کرده، از خوشحالی سینهاش ترک خورده است.
هوش مصنوعی: با اشکهای خود، دل و غبار درونم را پاک کردم و عشق او را در دل خلق به حساب آوردم. در این عشق، من نسبت به جهان پاک و بینیازم.
هوش مصنوعی: چشمم به خاطر دوری از چهرهاش پر از غبار و کدورت است، به گونهای که اشکهای من مانند دانههای تسبیح، همه خاکی و آلوده شدهاند.
هوش مصنوعی: چند وقت میتوانم زخمهایم را ترمیم کنم؟ چرا که درد قلبم که عمیقتر شده، به خاطر فشارهایی است که تحمل کردهام.
هوش مصنوعی: دل پاک و سالمی که در عشق وفا کند، علیرغم اهمیتش، بیارزش به نظر میرسد. چون مانند جنسی است که نقص دارد و به همین دلیل بها و ارزش چندانی ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.