بیا که فصل خوش روزگار نزدیک است
زمان سیر گل و لاله زار نزدیک است
فتاده ام به طلسم قفس، چه چاره کنم
ز باغ دورم و فصل بهار نزدیک است
به حرف عشق، همین کوهکن بود امروز
که پاره ای سخن او به کار نزدیک است
نوید دولت دنیا چنان بود کز مهر
دهند مژده به مجرم که دار نزدیک است
چو نیست قوت یک گام رفتنم از ضعف
چه سود ازین که ره کوی یار نزدیک است
حدیث قرب وطن پیش من مگوی، چه سود
که سیل بادیه را کوهسار نزدیک است
به خانه می نتوان خورد در بهار سلیم
کنار کشت و لب جویبار نزدیک است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نزدیک شدن فصل بهار و زیباییهای آن اشاره میکند. او از حسرت خود بر دوری از باغ و طبیعت میگوید و احساس میکند که در قفسی گرفتار شده است. صحبتهای عشق در این زمان برای او مهم است و او به شعرهایی که نشاندهنده زیبایی بهار و شوق دیدار یار هستند، اشاره میکند. همچنین، شاعر با بیان ضعف و ناتوانی در حرکت، به این سوال میپردازد که با وجود نزدیک بودن به عیش و زندگی، چه فایدهای دارد اگر نتواند به خواستههایش برسد. در نهایت، او میگوید که در فصل بهار نمیتواند در کنار یکدیگر جمع شود زیرا موانع و مشکلاتی وجود دارد.
هوش مصنوعی: بیا که فصل زیبا و خوشایند در راه است و زمان شکوفه دادن گلها و لالهها نزدیک میشود.
هوش مصنوعی: در دام شرایط سخت و محدودیتی گرفتار شدهام، چه تدبیری باید بیندیشم در حالی که از باغی که به آن تعلق دارم، دور هستم و فصل بهار که زمان شکوفایی و تازگی است، نزدیک میشود.
هوش مصنوعی: امروز کسی که با عشق سخن میگوید، همان کارگری است که در حال سنگکنی است و بخشی از سخنانش به ما نزدیک و مرتبط است.
هوش مصنوعی: در این بیت به این معنا اشاره شده است که خبر خوشی از آینده نزدیک به ما میرسد، به گونهای که حتی به کسانی که مرتکب خطا شدهاند نیز مژدهای داده میشود که شرایط به زودی تغییر خواهد کرد و فرصت جدیدی در راه است.
هوش مصنوعی: اگر نتوانم حتی یک قدم به جلو بروم، از ضعف و ناتوانی من چه فایده دارد که راه به محبوبم نزدیک است؟
هوش مصنوعی: از گفتن داستان نزدیکی به وطن خودداری کن، چرا که مشابه طوفانی که بیابان را درنوردیده، کوهها هم به آن نزدیکاند و این نزدیکی هیچ فایدهای ندارد.
هوش مصنوعی: در فصل بهار، نمیتوان به راحتی در خانه ماند، زیرا سرسبزی و زیبایی کشتها و نزدیکی به جویبار اجازه نمیدهد که از طبیعت دور باشیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو یار دور چه سود ار بهار نزدیک است
جدا ز صحبت او گل به خار نزدیک است
دیارم آن سر کویی ست و یارم آن سگ کوی
خوشا کسی که به یار و دیار نزدیک است
خدای را ز سرم سایه دور دار ای هجر
[...]
ز من جدایی آن گلعذار نزدیک است
خجالت دل امیدوار نزدیک است
دلم ز وصل تسلی نمیشود امروز
اگر غلط نکنم، هجر یار نزدیک است
ز من گذشته و از جذبه محبت من
[...]
به غم نشاط من خاکسار نزدیک است
خزان من چو حنا با بهار نزدیک است
یکی است چشم فرو بستن و گشادن من
به مرگ، زندگیم چون شرار نزدیک است
به چشم کم منگر جسم خاکسار مرا
[...]
چمن به خرّمی و گل به بار نزدیک است
جنون تهیّه نکرد و بهار نزدیک است
نشان ساحل این بحر ای که میپرسی
اگر به موج سواری کنار نزدیک است
به غیر یأس ابد در میانه فاصله نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.