بازم از ابر قدح برقی به خرمن ریختند
آتش را از شراب نساب روغن ریختند
کی بود در سوختن سبقت به من خاشاک را؟
رنگ آتشخانه از خاکستر من ریختند
تا گذشتی از چمن دامن کشان چون آفتاب
لاله و گل، رنگ و بوی خود ز دامن ریختند
در بهشت آتش نباشد، بهر بزمش عاشقان
موم دل بگداختند و شمع روشن ریختند
از تماشای رخش برخاست دود از دل سلیم
آتشی در خانه ام از راه روزن ریختند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و تأثیر عمیق آنها بر زندگی و روح انسان میپردازد. شاعر در این ابیات به زیبایی و لطافت عشق اشاره میکند و از لحظههای سوزان و دلانگیز عشق میگوید. او بیان میکند که عشق و زیبایی معشوق چگونه احساسات او را تحت تأثیر قرار میدهد، حتی به اندازهای که جانش را به آتش میکشد. همچنین، در این شعر به تضاد بین دنیا و بهشت اشاره میشود و نشان میدهد که در بهشت واقعی نمیتوان آتش عشق را تجربه کرد. در نهایت، عشق، همچون آتشی سوزان، وجود شاعر را در بر دارد و احساسات او را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: دوباره از ابر، نوشیدنیای به مزرعه باریدند و آتش را با شراب و روغن خاموش کردند.
هوش مصنوعی: کی بود که در سوختن، از من عقبتر بود؟ رنگ آتشنشینیها را از خاکستر من برداشتند.
هوش مصنوعی: زمانی که تو از میان چمنها عبور کردی و دامن خود را کشیدی، مانند آفتاب که رنگ و عطر لاله و گل را به همراه دارد، رنگ و بوی خود را نیز بر دامن تو ریختند.
هوش مصنوعی: در بهشت آتش وجود ندارد، چون برای جشن و مهمانی عاشقان، دلهای نرم و لطیف را ذوب کرده و شمعهای روشن میسازند.
هوش مصنوعی: نگاه کردن به زیبایی او، آتش عشق را در دل من برافروخت و شعلههای آن به خانهام از روزن سرک کشیدند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.