فغان که موی سفیدم نمود آیینه
غبار غم به دل من فزود آیینه
خوش آن زمان که ترحم رهی به دل ها داشت
ز شیشه بود، ز آهن نبود آیینه
برای جوهرش ایام گر شکنجه نکرد
برای چیست همه تن کبود آیینه
حساب کار سکندر گرفتن آسان است
چو دفتر نمدین را گشود آیینه
چه شد که نیست اثر در دل تو آه مرا
به دیده آب نیارد ز دود آیینه
سلیم چشم ز آیینه برنمی دارد
به حیرتم که چه او را نمود آیینه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تأمل در مورد گذر زمان و تأثیر آن بر زندگی و احساساتش میپردازد. موی سفیدش نشاندهنده پیری و غمهای accumulated اوست. او از زمانی یاد میکند که احساس ترحم و مهربانی در دلها وجود داشت. همچنین، شاعر به بیاثر بودن غمهایش در دل دیگران اشاره میکند و از بیتفاوتی مردم نسبت به دردهایش شگفتزده است. در نهایت، شاعر به زیباییهای زندگی و دلبستگیهایش به آیینه به عنوان نمادی از حقیقت و واقعیت اشاره میکند و به یک نوع حیرت از آنچه که آیینه به او نشان میدهد، میرسد.
هوش مصنوعی: آه از اینکه موهای سفیدم نشان از غبار غم را در دل من بیشتر کرده است.
هوش مصنوعی: زمانی خوش است که رحمت و مهربانی در دلها وجود داشته باشد؛ چرا که مانند شیشه هستند و میتوانند انعکاس خوبی از احساسات را نشان دهند، نه مانند آهن که سخت و بیانعطاف است.
هوش مصنوعی: اگر اوقات سخت گذرانده میشوند و درد و رنجی بر انسان تحمیل نمیشود، پس چرا تمام بدن مانند آینهای که شکسته شده کبود و آسیبدیده است؟
هوش مصنوعی: محاسبه و بررسی کارهای اسکندر آسان است، همانطور که وقتی دفتر نمدی را باز میکنی، حقیقت در آن دیده میشود.
هوش مصنوعی: چرا در دل تو نشانی از غم و اندوه من وجود ندارد؟ اشک من حتی نتوانسته از دود آینه برآید و به چشمانت برسد.
هوش مصنوعی: سلیم هرگز چشمش را از آیینه برنمیدارد و من در حیرتم که چه چیزی در آیینه او را مشغول کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.