به حیرتم که ز گلشن چه چیز میخواهم
نه گل نه خار به دامن، چه چیز میخواهم
چو شمع چیست درین انجمن مرا مقصود
چو آفتاب ز روزن چه چیز میخواهم
چو ابر و باد، چه سرگشتهٔ گلستانم
چو برق و مور ز خرمن چه چیز میخواهم
نه آتشم من و نه دودم و نه خاکستر
تمام عمر ز گلخن چه چیز میخواهم
مثال ماست که میگفت کودکی گریان
به مادرش، که بگو من چه چیز میخواهم!
سلیم چون به من از بخت بد به جز دشنام
نداد دوست، ز دشمن چه چیز میخواهم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و سردرگمی شاعر در جستجوی معنا و خواستههای درونیاش میپردازد. شاعر نمیداند که چه چیز لازم دارد و در میان زیباییها و مشکلات زندگی، سردرگم است. او نگاهی به اطرافش میاندازد و از چیزهایی مانند گل، آتش یا حتی دشنام میگذرد، بیآنکه بداند در نهایت به چه چیزی نیاز دارد. این جستجو در واقع نمادی از تلاش انسان برای یافتن معنا و آرامش در زندگی است.
هوش مصنوعی: در شگفتم که از باغ چه چیزی را میطلبم؛ نه گل را میخواهم و نه خار را. نمیدانم به دنبال چه هستم.
هوش مصنوعی: من در این محفل مثل شمعی هستم که وجودم روشنایی دارد، اما هدف من مثل آفتاب از روزن بیرون آمدن و درخشش واقعی است.
هوش مصنوعی: من مانند ابر و باد، با روحی سرگشته و گمشده در گلستان هستم و مانند برق و موری از خرمن، به دنبال چیزی هستم که نمیدانم چیست.
هوش مصنوعی: من نه آتشی هستم، نه دودی و نه خاکستری. در تمام عمر، از این کوره به دنبال چه چیزی هستم؟
هوش مصنوعی: شبیه ما است که کودکی در حال گریه از مادرش میخواهد که بگوید او چه چیزی را میخواهد!
هوش مصنوعی: سلیم وقتی از بخت بد به من جز دشنام چیزی نداد، از دشمن چه انتظاری میتوانم داشته باشم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.