زاهد بیا و پرده برافکن ز راز خبث
ما دمکش توایم به آهنگ ساز خبث
عمرت دراز باد که در دورت اژدها
حسرت برد همیشه به عمر دراز خبث
نزدیک تو فرشته نگردد که زیر خاک
می آید از دهان تو بوی پیاز خبث
بعد از طعام هر که بشویی تو دست را
باشد ترا وضو ز برای نماز خبث
حرفی بگو سلیم ز اوضاع روزگار
ما اهل بخیه ایم، مکن احتراز خبث
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نقد و طنز به زندگی زاهد و نکات منفی آن میپردازد. شاعر از زاهد میخواهد تا پرده از رازهای خود بردارد و به رفتارهای ناپسند او اشاره میکند. زاهد عمر طولانی را آرزو میکند در حالی که در قلبش حسرتهای زیادی دارد. همچنین به تضاد بین ظاهر و باطن او اشاره میکند و میگوید که در نزدیکیاش فرشتگان نمیتوانند آرام بگیرند چرا که بوی زشت از او میآید. در انتها، شاعر از زاهد میخواهد که بیپروا به زندگی و اوضاع روزگار بپردازد و دست از احتیاط و خودداری بردارد.
هوش مصنوعی: ای زاهد، به ما نزدیک شو و پرده را کنار بزن تا راز ناپاکیهای ما را ببینی. ما که به نغمهی ناپاکیها میرقصیم، در نزدیکی تو هستیم.
هوش مصنوعی: باشد که عمر تو طولانی بماند، تا همیشه اژدهای حسرت در دور و برت وجود داشته باشد، و در این عمر طولانی، از بدیها و ناپاکیها دوری کنی.
هوش مصنوعی: وقتی تو نزدیک هستی، فرشتگان نمیتوانند نزدیک شوند، زیرا از دهانت بوی ناخوشایند پیاز به مشام میرسد و این باعث میشود که آنها دوری گزینند.
هوش مصنوعی: هر کس بعد از غذا دستهایش را بشوید، برای او وضو برای نماز پاکی به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: سلیم، صحبت کن درباره وضعیت روزگار ما. ما در شرایط سختی هستیم، پس از زشتیها پرهیز نکن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.