با نسیم صبح شمع خلوت من سرکش است
خار و خاشاک مرا گر سوخت آتش، آتش است
از غبار کینه یک آیینه ی دل صاف نیست
در میان دوستان ما همین می بی غش است
آن خط مشکین نه تنها شد بلای جان ما
از همه کس می برد دل، طرفه موری دلکش است
با دل ما صحبت تیغ تو تا چون رو دهد
اختیاری نیست کس را، کار آب و آتش است
حسن را در دل اثر دارد کلام من سلیم
عشق را هر مطلع من، تیر روی ترکش است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در شعر، شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، به احساسات درونی و تجارب عاشقانه خود اشاره میکند. او از شمعی سخن میگوید که تحت تأثیر نسیم صبح قرار دارد و همچنین به سوزش و آسیبهایی که از دوستان و دلبردگانش میبیند اشاره میکند. دل صاف و بیغش او تحت تأثیر کینهورزیهاست و خط مشکینی که به او آسیب رسانده، همچنان در افکارش حضور دارد. شاعر به ناتوانی انسانها در کنترل احساساتشان و تاثیر کلامش بر عشق و زیبایی اشاره میکند و نهایتا عشق را به تیرهایی تشبیه میکند که از دل برمیخیزد.
هوش مصنوعی: در صبح که نسیم ملایم وزیده، شمعی که در جای خلوت من روشن است، به طور نامنظم میرقصد. اگر خار و خاشاکی که دور و برم است، بسوزد، تقصیر آتش نیست، بلکه خود آتش است که به وجود میآید.
هوش مصنوعی: از کینه و دشمنی، دلها به پاکی آینه نیستند. در جمع دوستان ما، همین دوستی بدون malice وجود دارد.
هوش مصنوعی: خط مشکی او نه تنها برای ما دردسر شده است، بلکه دل ما را از همه چیز و همه کس میبرد. اینجا موری زیبا و دلانگیز وجود دارد که توجه را جلب میکند.
هوش مصنوعی: تماس دل ما با تیغ تو به گونهای است که وقتی دلت را باز کنی، هیچکس قدرت اختیار ندارد. این کار همچون رابطه آب و آتش است.
هوش مصنوعی: کلام من در دل حسن تأثیر دارد. هر بار که چیزی میگویم، مانند تیرهایی است که از کمان عشق رها میشوند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
می کمیت باد پای تند و تیز و سرکش است
ماه نعل تیزرو مانند آب و آتش است
خال رز را گر نه از خون سیاووش است آب
باده مرد افکن جرا گردید، گویی سرکش است
روز و شب بی جام میدارم خمار و درد سر
[...]
گرچه در دفع کدورت هر نوایی دلکش است
در میان سازها، نی تیر روی ترکش است
گر برآرد عشق دود از عقل، جای رحم نیست
خانه زنبور کافر مستحق آتش است
رزق خاموشان شود اکثر معانی لطیف
[...]
با وجود صد هنر، لافم ز شعر دلکش است
خامه در دست هنرور، تیر روی ترکش است
روزی کس کی خورد هرگز کسی، زان چوب را
آب نتواند فرو بردن که رزق آتش است
در چمن ترسم رود آخر به تاراج خزان
[...]
باز امشب ناوک آن غمزه بر ما پرکش است
در لب لعلش، تکلم چون نمک در آتش است
نیست ناخوش، هرچه آید از خوش و ناخوش ز دوست
خوش نبودن با خوش و ناخوش، ز مردان ناخوش است
غیر دم سردی نمی بینم ز ابنای زمان
[...]
تا کمان ابروش از چرب نرمی دلکش است
در صف مژگان نگاهش تیر روی ترکش است
هر که خالی شد زخود لبریز کیفیت بود
هر حبابی پیش ما جام شراب بیغش است
هر قدر پختم خیالش همچنان خام است خام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.