به بزم وصل، دل من ز جا نمی جنبد
سرم چو سرو به رقص است و پا نمی جنبد
دعای ما به گلستان که می برد امشب؟
نسیم خفته و باد صبا نمی جنبد
سخن بیار و به تحسین ما معامله کن
سر کسی به جهان، غیر ما نمی جنبد!
چنان به جلوه سبکرو فتاده، نام خدا!
سمند عمر، که بند قبا نمی جنبد
سلیم ز آمدنش دل همین نه مضطرب است
ببین ز رعشه ی شوقم کجا نمی جنبد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به احساسات عمیق و شور و شوق خود اشاره کرده است. او از بیقراری دلش در برابر وصال و زیبایی میگوید و حتی سر و پاهایش هم از شادی و شوق نمیجنبد. دعاها و امیدهایش به گلستان و نسیم، نشاندهنده انتظار او برای وصل است. او از کسی میخواهد که با تحسین و توجه به او، دنیا را با هم مشارکت کنند. شاعر همچنین به عمر و گذر آن اشاره میکند و میگوید که نام خدا و زیباییاش باعث این بیقراری و شوق در دل اوست. نهایتاً، او از عدم آرامش خود به دلیل وجود محبوب سخن میگوید و بیان میکند که اشتیاق او به حدی است که حتی در رعشه و بیقراریاش نمایان است.
هوش مصنوعی: در مهمانی وصل، دل من به حرکت در نمیآید، اما سرم مانند سرو در حال رقص است و پایم بیحرکت میماند.
هوش مصنوعی: امشب دعای ما به گلستان کجا میرود؟ نسیم خوابش برده و باد صبحگاهی هم حرکت نمیکند.
هوش مصنوعی: از ما ستایش کن و با کلام خود ما را مورد تشویق قرار بده، زیرا هیچ کس دیگری در دنیا جز ما حرکت و فعالیتی ندارد!
هوش مصنوعی: به قدری زیبایی و دلربایی او خیره کننده است که زمان در برابرش رکود کرده و حرکت نمیکند؛ انگار که عمرمان در چهرهاش متوقف شده و هیچ چیز نمیتواند ما را از توجه به او بازدارد.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر آمدن او بسیار مضطرب و پریشان شده است. فقط کافی است نگاهی به لرزش شوق من بیندازی تا متوجه شوی که هیچ جا آرام و قرار ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.