چمن ز لاله برافروخت شمع زیبایی
شکفت غنچه ی نظاره ی تماشایی
فغان که ساقی ما در بغل دلی دارد
چو شیشه نازک و همچون پیاله هرجایی
ز شرم قد تو در باغ، سرو از بر خویش
چو سایه دور فکنده لباس رعنایی
ز چشم تر، که درین باغ آستین برداشت؟
که شد سفینه ی گل چون حباب، دریایی
به آشنایی دیوانگان عشق، سلیم
شدند شهرروان آهوان صحرایی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، زیباییهای طبیعت با تصاویری از چمن و لاله و غنچه توصیف شده است. شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق و تأثیر او بر طبیعت و زندگی دیگران سخن میگوید. او به زیباییهای موجود در باغ و گیاهان اشاره کرده و از نقش ساقی به عنوان نماد عشق و زیبایی یاد میکند. همچنین، از شرم و جذابیت معشوق، که مانند سایهای از خود دور شده، و تأثیر عواطف بر اطرافیان، به ویژه دیوانگان عشق، صحبت میکند. در نهایت، این شعر فضایی مملو از عشق، زیبایی و طبیعت را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: چمن با لالهها زینت یافته و شمع زیبایی روشن شده است. غنچهای که به تماشا درآمده، جلوهای دلانگیز دارد.
هوش مصنوعی: آه و فریاد که ساقی ما دلی حساس و آسیبپذیر دارد، مثل شیشهای نازک و مانند پیالهای که در هر گوشهای قرار دارد.
هوش مصنوعی: به خاطر شرم و حیا و زیبایی قد تو در باغ، سرو حتی از خود دور شده و مانند سایهای به دور خود لباس زیبا و دلربایی پوشیده است.
هوش مصنوعی: از چشمان خیس، چه کسی آستین خود را بالا زد؟ که گلها مانند حباب، تبدیل به دریایی شدند.
هوش مصنوعی: به خاطر آشنایی با دیوانگان عشق، آهوان صحرا از حالت وحشی خود خارج شده و به آرامش و سادگی دست یافتهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرفتمت که رسیدی بدانچه میطلبی
گرفتمت که شدی آنچنان که میبایی
نه هر چه یافت کمال از پیش بود نقصان
نه هر چه داد، ستد باز چرخ مینایی؟!
بزلف مشکی، جانا، بچهره دیبایی
چو تو نباشد، دانم، کسی بزیبایی
مرا تو گویی: در هجر من شکیبا شو
کرا بود ز چنین صورتی شکیبایی ؟
زبان ببندی و هر ساعت از حدیث مرا
[...]
بر من آمد دوش آن در چشم بینائی
ز بهر جستن تدبیر رای فردائی
هرآنچه داشت بدل راز پیش من بگشاد
بلی چنین سزد از یکدلی و یکتائی
چه گفت گفت بخواهم شدن ز تو یکچند
[...]
کریم بار خدایا به ما توبه شائی
غریب نیست اگر بر همه ببخشائی
اسیر و عاجز و بیچاره و گنهکاریم
نهاده گوش به امر تو تا چه فرمائی
به درگه تو چه خیزد ز ما و طاعت ما
[...]
بزرگوارا در انتظار بخشش تو
نمانده است مرا طاقت شکیبائی
سه چیز رسم بود شاعران طامع را
نخست مدح و دوم قطعه تقاضائی
اگر بداد سوم شکرا اگر نداد هجا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.