چه آب و خاک و چه نیکویی سرشت است این
سبوی باده نگویم، گل بهشت است این
بنای عیش به میخانه می نهد دوران
وگرنه هر خم می را به سر چه خشت است این
به سجده سر چو نهی، ترک سر کن ای زاهد
نه مسجد است، غلط کرده ای، کنشت است این
به حیرتم که دلم زنده چون کباب شده ست
اگر غلط نکنم، طایر بهشت است این
سلیم، نامه ی او را ز بس نهم بر سر
گمان بری که مرا خط سرنوشت است این
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و ارزشهای زندگی دنیوی میپردازد و از مفهوم عیش و نوش در میخانه صحبت میکند. شاعر به نقد زهد ظاهری میپردازد و به زاهدان میگوید که سجده کردن در جایی غیر از میخانه، اشتباه است. او همچنین از شگفتی خود درباره زنده بودن دلش به مانند کباب صحبت میکند و در نهایت، اشاره میکند که نامهای از سوی معشوقش را بر سر میگذارد و گمان میکند که این نشانی از تقدیرش است. در کل، شعر به ارتباط میان لذتهای دنیوی و معنوی و نقد زهد خشک میپردازد.
هوش مصنوعی: این سبوی باده دارای ویژگیهای خاصی است که نمیتوانم درباره آن صحبت کنم. زیباییاش به حدی است که میتوان آن را به گل بهشت تشبیه کرد.
هوش مصنوعی: زندگی شاد و خوش به جشن و میخانه وابسته است و اگر نه، هر کدام از این ظرفهای شراب چه ارزشی دارند؟
هوش مصنوعی: وقتی که سرت را به سجده میگذاری، ای زاهد، از خودت رها شو و بدان که اینجا مسجد نیست، اشتباه کردی؛ اینجا بهشت واقعی است.
هوش مصنوعی: من در شگفتم که چرا دل من به مانند کباب زنده و پرحرارت است. اگر اشتباه نکنم، این دل بهشتی است.
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه نامهات را بارها و بارها خواندهام، به این فکر میکنم که شاید این نوعی نشانه از سرنوشتم باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.