دلم چو غنچه ز گلگشت باغ میگیرد
چو لاله دامنم از آب، داغ میگیرد
چو شمع کشته، ز دود فتیلهٔ عنبر
فریبخوردهٔ زلفش دماغ میگیرد
نشان عیش و طرب آنکه در جهان جوید
چو ابلهیست که عنقا سراغ میگیرد
چو عندلیب، مرا سوخت حسرت خاری
که جای بر سر دیوار باغ میگیرد
دلم به هند سلیم از غم بتان عراق
تَذَرْوْ داده ز دست و کلاغ میگیرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساسات و عواطف خود در مواجهه با زیباییها و اندوهها میپردازد. دلش همچون غنچهای در باغ احساس میشود و دامنش از درد و غم میگیرد. او به فریب زیبایی زلف معشوق خود اشاره میکند و در ادامه به سرخوردگی و حسرتش در پی عشق مینویسد. عشق و آرزوهایش نسبت به معشوق غمگین و دوردست است، بهطوریکه مانند پرندهای در جستجوی خوشبختی به نظر میآید که در حقیقت چیزی جز سراب نیست. شاعر به درد دل و غم خود از دوری معشوق و فراق میپردازد و تنهاییاش را در میان زیباییها و آلام توصیف میکند.
هوش مصنوعی: دل من همچون غنچهای در باغ پر از گل میشود و مانند لالهای که دامنش به آب میخورد، میسوزد و داغ میشود.
هوش مصنوعی: شمعی که خاموش شده، از دودی که از فتیلهی عطری ناشی میشود، بوی خوشی را استشمام میکند.
هوش مصنوعی: کسی که در زندگی به دنبال خوشی و سرور باشد، مانند فردی است که به دبدبه و کبکبهای مینگرد و در واقع به دنبال چیزی نایاب و غیرقابل دسترسی است.
هوش مصنوعی: چنان که بلبل، حسرت گلی را در دل میسوزاند، من نیز آرزوی گلی را دارم که در جایی بر دیوار باغ قرار گیرد.
هوش مصنوعی: دل من از غم معشوقهای عراقی درگیر و ناامید است و به دنبال آرامش و خوشی در هند سلیم میگردد، اما هنوز هم در اندیشههای ناخوشایند و تلخ غمانگیز غرق شدهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.