همچو لاله روزگارم در قدح نوشی گذشت
حیف ایامی که همچون گل به بیهوشی گذشت
بعد ازین آتش زبانی را تماشا کن که چیست
سوختم چون شمع، کار من ز خاموشی گذشت
بی مروت! این که یاد ما ز یادت رفته است
چون فراموشی توان گفت، از فراموشی گذشت!
جز زمین و آسمان کس رتبه ی ما را نیافت
همچو آن حرف بلندی کو به سرگوشی گذشت
جوهر شمشیر ظاهر شد ز عریانی سلیم
نیستم آیینه، عمرم در نمدپوشی گذشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان ناراحتی و ناپایداری زندگی میپردازد. شاعر به تغییرات سریع زمان و گذر آن اشاره میکند و با استفاده از تمثیلهای زیبایی مثل لاله و شمع، حسرت ایام را برمیشمارد. او به فراموشی و عدم توجه دیگران به یادش اشاره میکند و نشان میدهد که در زندگی، از دست دادن روزها و لحظات ارزشمند به سادگی اتفاق میافتد. در نهایت، شاعر به عریانی و واقعی بودن وجود خود در برابر زندگی میپردازد و نارضایتی از بیتوجهی به خود را بیان میکند.
هوش مصنوعی: زندگیام مانند لالهای است که در جام شراب گذرانده شده است. افسوس که روزهایم همچون گلی در خواب و خوابآلودگی سپری شده است.
هوش مصنوعی: بعد از این، به آتش زبانی نگاه کن که چه حالتی دارد. من مانند شمع سوختم و دیگر کارم از خاموشی گذشته است.
هوش مصنوعی: بیرحمی! اینکه تو یاد ما را فراموش کردهای، دیگر فقط در حیطهی فراموشی نمیگنجد، بلکه چیزی بیشتر از آن شده است!
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازهی ما مقام و مرتبهامان را درک نکرده است، مانند آن سخن بلند که به آرامی و در گوش کسی منتقل شد.
هوش مصنوعی: چرا که در شفافیت و صراحت، من نمیتوانم خودم را پنهان کنم. سالها عمر من در پوشش و ظاهرسازی سپری شده است، اما حالا حقیقت خود را به وضوح نشان میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.