گنجور

 
سلیم تهرانی

هرکه دلتنگ است کی در عشق چون من می‌شود

کز دلم تا بگذرد پیکان چو سوزن می‌شود

بسته راه روشنی بر کلبهٔ تاریک ما

گر سراسر چون کبوترخانه، روزن می‌شود

در شکستم مصلحت‌ها هست، ورنه در جهان

هرکجا فتحی‌ست چون شمشیر از من می‌شود

مشرب پروانه دارم در طریق دوستی

شاد می‌گردم چراغ هرکه روشن می‌شود

عشق در هرجا که رسم چرب نرمی عام کرد

سنگ بر اندام مینا موم روغن می‌شود

گوشهٔ چشمی اگر باشد ازو، در زیر تیغ

عاشقان را پوست بر اندام، جوشن می‌شود

مدعا از اعتبار سرمه می‌دانی که چیست

یعنی از حسن سیاهان، چشم روشن می‌شود

خستگان از بس که می‌میرند در زندان عشق

هر زمان در کوچهٔ زنجیر، شیون می‌شود

اختر اهل سخن، شمع ره آوارگی‌ست

سنگ موزون بیشتر سنگ فلاخن می‌شود

این بود گر آتش گل، هفتهٔ دیگر سلیم

گلشن از خاکستر مرغان چو گلخن می‌شود

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

روح چون تن‌پرور افتد عاقبت تن می‌شود

آب در آهن چو لنگر کرد آهن می‌شود

عشق چون خورشید بر ذرات باشد مهربان

عید پروانه است هر شمعی که روشن می‌شود

میوهٔ شیرین اگر پیدا شود در سرو و بید

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
واعظ قزوینی

ای که پرچین جبهه‌ات، از حرف مردن می‌شود

خانه از مرگ تو فردا، پر ز شیون می‌شود

ای که با نام کفن، خود را نسازی آشنا

این قبا آخر تو را پیراهن تن می‌شود

طالع فیروز خواهی، مهربانی کن بخلق

[...]

سیدای نسفی

سینه ام چون لاله داغ از سیر گلشن می شود

گل اگر بر سر زنم گلمیخ آهن می شود

سنبل از نظاره من دود گلخن می شود

تیره بختم کانچنان از طالع من می شود

جویای تبریزی

حسن صوتی آتش افروز دل من می شود

این چراغ از شعلهٔ آواز روشن می شود

می توان در رفتن از خود بیشتر برداشت فیض

مرغ را زان دست در پرواز دامن می شود

با حریف تندخو دایم خموشی پیشه ام

[...]

بیدل دهلوی

آتش شوق طلب آنجا که روشن می‌شود

گر همه مژگان به هم آریم دامن می‌شود

داغ را آیینهٔ تسلیم باید ساختن

ورنه ما را ناله هم رگهای گردن می شود

مدت موهوم عمرآخرنفس طی می‌کند

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه