آمد دی و ز میکده ها شور شد بلند
شب های عیش چون مژه ی حور شد بلند
ساقی گشود تا سر خم را، چو لاله زار
چندین هزار کاسه ی مخمور شد بلند
هر ناخنی که مطرب مجلسی به تار زد
فریاد ما ز پرده ی طنبور شد بلند
بدخواه کس نه ایم، به نوعی که سوختیم
دودی اگر ز خانه ی زنبور شد بلند
ما را ازان به وادی حیرت چه فایده
دستی چو گردباد گر از دور شد بلند
گل همچو غنچه سر به گریبان خویش برد
بر چوب دار تا سر منصور شد بلند
هر گه خیال روی تو در خاطرم گذشت
از فرق، همچو شمع مرا نور شد بلند
آمد به رقص شوق، زلیخا چو رهزنان
هر گاه گرد قافله از دور شد بلند
عشق آتش است و عقل حصاری بود سلیم
کز موم همچو خانه ی زنبور شد بلند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل به توصیف شوری در دی ماه و لذتهای میکدهها میپردازد. شاعر از فضای شاد و پرنشاط شبها و شادی مردم سخن میگوید، که به مدد ساقی کاسهها پر میشوند. او بر احساساتی چون عشق و شوق تأکید میکند و به زیبایی چهره محبوبش اشاره دارد که همچون نور در دلش میدرخشد. همچنین، عشق را به آتش و عقل را به حصاری تشبیه میکند که نمیتواند در برابر این شوق ایستادگی کند. در نهایت، شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و نمادین، حسرت و شگفتی خود را از عشق و حالات آن به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: دی آمد و از میکدهها سر و صدا بلند شد، شبهای خوشی مانند مژههای حور بلند و شاداب شدند.
هوش مصنوعی: ساقی، زمانیکه درب خم را باز کرد، مانند لالهزاری پر از هزاران کاسه، همه پر از شراب و مستی شدند.
هوش مصنوعی: هر بار که انگشت نوازنده روی تار ساز میچرخد، صدای ما از پشت پرده طنبور به گوش میرسد و بلند میشود.
هوش مصنوعی: ما دشمن کسی نیستیم، اما اگر آه یا دودی از آتش دل ما بلند شود، ممکن است از نیش زنبور ناشی باشد.
هوش مصنوعی: بیت اشاره به این دارد که اگر دستاوردها و موفقیتها از دور به ما برسند و فقط در خیال باشند، برای ما فایدهای نخواهند داشت. در واقع، دستاوردهایی که در عمل به دست نیامدهاند و فقط در تصور وجود دارند، ما را به جایی نمیرسانند و تنها ما را در حیرت و سردرگمی باقی میگذارند.
هوش مصنوعی: گل مانند یک غنچه، سرش را به سوی خود بُرد و بر چوب دار قرار گرفت تا به اندازه منصور، همچون او، بلند و برجسته شود.
هوش مصنوعی: هر بار که به یاد چهرهات میافتم، مانند شمعی که روشن میشود، نور وجودم را افزایش میدهد.
هوش مصنوعی: زلیخا با شادی به رقص درآمد، مانند دزدان که وقتی قافله از دور دور میشود، بلند و آزادانه میرقصند.
هوش مصنوعی: عشق مانند آتش است که شعلهور و پرهیجان است، در حالی که عقل به عنوان حفاظی آرامشبخش و محکم عمل میکند. اما در نهایت عشق آنقدر قوی است که میتواند عقل را به چالش بکشد و اوضاع را دگرگون کند، به گونهای که مانند خانهای پر از زنبور، پر از فعالیت و جنب و جوش میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ماتم نشست و کوکبه ی سور شد بلند
صد نیزه در حوالی ما نور شد بلند
گلبانک میفروش بدردی کشان رسید
پنداشتی که زمزمه ی صور شد بلند
تا روی بسته بود دم خلق بسته بود
[...]
بعد از فنا ز هستی ما شور شد بلند
از چوب دار رایت منصور شد بلند
نتوان به خاک خون مرا پایمال کرد
شور قیامت زلب گور شد بلند
در دور خط دهان توشیرین کلام شد
[...]
آهم سحر چو از دل رنجور شد بلند
تا جیب آسمان ز زمین نور شد بلند
آسان مگیر نالة زار مرا به گوش
کاین دود دل ز سینه به صد زور شد بلند
در زیر پرده نشتر صد درد میخورد
[...]
تا ناله از لب من مخمور شد بلند
از شیشه ها نوای دم صور شد بلند
امشب ز من ترانه مقصود شد بلند
کیفیتم ز باده انگور شد بلند
نبود عجب که از دل ما شور شد بلند
جایی که دود حوصلهٔ طور شد بلند
شد موج زن ز جلوهٔ او سیل فتنه ای
گرد خرابی از دل معمور شد بلند
هرگز نبود عمر فراق این قدر دراز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.