ای خوش آن ساعت که روی خنجری رنگین کنم
در میان خود خود، بال و پری رنگین کنم
یک شب ای شاخ گل رعنا در آغوشم درآ
کز فروغ عارضت دوش و بری رنگین کنم
در کف خود لاله ی دل را ندیدم یک نفس
زین حنا تا چند دست دیگری رنگین کنم؟
نوبهار عمر رفت و بخت بد یاری نکرد
کز گل وصل تو روی بستری رنگین کنم
ملک معنی را گرفتم، وقت آن آمد سلیم
همچو شمع از سرفرازی افسری رنگین کنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر آرزو میکند که در لحظهای خاص، لحظات خوشی را تجربه کند و عشق خود را با زیبایی و رنگهای دلپذیر توصیف کند. او به یاد شاخ گل و زیبایی معشوقش میافتد و میخواهد که شادی و زیبایی عشق را به تصویر بکشد. شاعر همچنین از کاستیهایی در زندگی و بخت بد خود سخن میگوید و امیدوار است که بتواند لحظات شگفتانگیز و زیبایی را تجسم کند. در نهایت، او به احساس عمیق معنوی خود اشاره میکند و تمایل دارد تا همچون شمعی از سرفرازی مفهوم عشق و زیبایی را در وجود خود روشن کند.
هوش مصنوعی: در آن لحظه زیبا، خوشحال میشوم که بتوانم شمشیری رنگارنگ را در میان وجود خود قرار دهم و بال و پرهایی زیبا و رنگارنگ بیافرینم.
هوش مصنوعی: محبوب من، شب را به آغوشم بگیر تا با زیبایی چهرهات، رویاهایم را رنگین کنم و شبی زیبا بسازم.
هوش مصنوعی: من در دستان خود نتوانستم زیبایی لالهی دل را ببینم؛ حالا تا چه زمانی باید این حنا را به دستهای دیگران رنگین کنم؟
هوش مصنوعی: بهار عمر من سپری شد و شانس بد به من کمکی نکرد تا از گل پیوند تو بر روی بستر رنگینی لذت ببرم.
هوش مصنوعی: من به دنیای معنی و مفاهیم عمیق دست یافتم و در زمان مناسب، میخواهم مانند شمعی درخشان از شکوه و عظمت، خود را به رنگی زیبا بیارایم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.