چون صراحی، خندهام با چشم گریان آشناست
همچو گل چاک گریبانم به دامان آشناست
در گلستان محبت غنچهای کم دیدهایم
همچو زخم تیر، چشم ما به پیکان آشناست
هرچه از چشم تو دیدم، میکشم از دست دل
شیوهٔ دیوانگان با طرز مستان آشناست
کوه و صحرا بس که آب از دیدهٔ من خوردهاند
هرکجا خاریست، با چشم چو مژگان آشناست
داده گل گوشی به فریادم درین گلشن سلیم
نالهام گویا به طرز عندلیبان آشناست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق و جدایی میپردازد. شاعر از ارتباط عمیق خود با عشق و محبت صحبت میکند و به تأثیر عواطف بر روح و جسم خود اشاره میکند. او با استفاده از تصویرسازیهای زیبا، احساساتی مانند اندوه، درد و شگفتی را به نمایش میگذارد، و نشان میدهد که چگونه چشمش، نمادی از دلتنگی و عشق، با آب و خارنهای اطرافش آشناست. همچنین، ارتباطی بین عشق و دیوانگی برقرار کرده و نالههایش را به زنگ موسیقایی تشبیه میکند که در گلشن عشق جاری است. در کل، شعر به عمق تجربه عشق و غمهای ناشی از آن میپردازد.
هوش مصنوعی: من مثل یک پارچ شراب، با خندهام آمیختهام که در آن اشک هم وجود دارد. مانند گلی که گلبرگهایش در هم شکسته است، من نیز به دامان آشنایی نزدیک هستم.
هوش مصنوعی: در باغ دوستداشتن، گلهای کمی دیدهایم که مانند زخم تیر هستند، چشمان ما با بیرحمی و سختی آشناست.
هوش مصنوعی: هرچه را که با نگاه تو تجربه کردم، از دل میکشم. روش عاشقان به طرز مستانهای آشناست.
هوش مصنوعی: کوه و دشت به خاطر اشکهای من پر از آب شدهاند و هرجا که خشکی وجود دارد، چشمانم با آن آشنا شدهاند.
هوش مصنوعی: در این گلزار دلنشین، انگار گلها به صدای نالههای من گوش دادهاند و صدای من شبیه صدای بلبلان آشناست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا صبا با آن سر زلف پریشان آشناست
صد گره از غیرتم با رشته جان آشناست
غم هجوم آورد و من در فکر بیسامانیام
میزبان خجلت کشد هرچند مهمان آشناست
هرچه باداباد ما کشتی در آب انداختیم
[...]
خندهام صبحی به صد چاکِ گریبان آشناست
گریه سیلابی به چندین دشت و دامان آشناست
سایهام را میتوان چون زلفِ خوبان شانه کرد
بس که طبعِ من به صد فکرِ پریشان آشناست
دستم از دل برنمیدارد گدازِ آرزو
[...]
تا درین وادی غبار ما به دامان آشناست
دست مجنون از تحیر با گریبان آشناست
نیست اندر ساز قانون دل ما نغمهای
عمرها شد ناله ما با نیسان آشناست
میفتد بر پای مردم دم به دم از روی زرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.