دارم دلی که پای ز هر گلشنی کشید
هر کس گلابی از گل و او دامنی کشید
از داغ های سینه، فغان شکستگان
هردم چو بانگ نی سری از روزنی کشید
در راه شوق، بار تعلق وبال توست
عیسی شنیده ای که چه از سوزنی کشید
از کشتگان لاله، چمن بوی خون گرفت
زان توسن بنفشه سر و گردنی کشید
ضعفم سلیم از طلب کام بازداشت
مور شکسته، پای ز هر خرمنی کشید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای عاشقانه میپردازد. شاعر از دل شکستگان و داغ های درون خود سخن میگوید و به یادآوری نشانههای عشق و شوق میپردازد. او به زیباییهای طبیعت و ارتباط آن با احساسات انسانی اشاره میکند و تضادهایی چون ضعف و قدرت را در طلب عشق نشان میدهد. در نهایت، شاعر به تلاش و آرزوهای خود در مسیر عشق میپردازد و حسرتها و آرزوهایش را بیان میکند.
هوش مصنوعی: دل من مانند دلی است که هرکس با خودش گلابی از گلها میبرد، اما من در این میان فقط دامن زیبای آن گلها را در دست دارم. یعنی من از زیبایی و خوشبوئی آن گلها بهرهمند نیستم و تنها دلتنگی و حسرت آنها را با خود دارم.
هوش مصنوعی: از درد و رنجی که در دل داریم، صدای نالههای کسانی که زخم خوردهاند، هر لحظه مثل صدای نی از روزنهای به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، وابستگیها و دلنگرانیها سنگینی میکند. آیا شنیدهای که چه بر سر دل شکستهای میآید؟
هوش مصنوعی: از کشتهشدگان گل لاله، عطر خون در دشت پخش شد و اسب بنفشه، سر و گردنش را بالا آورد.
هوش مصنوعی: ناتوانی من از درخواست خواستههایم جلوگیری کرد، مانند موری که با پای شکسته از هر انبوهی دوری جسته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.