چشم پرافسون او سحرآفرینی میکند
تیر مژگانش ز شوخی دلنشینی میکند
آخر حسن است و کار او به زلف افتاده است
داده خرمن را به باد و خوشهچینی میکند
پیش پای خویش را هرکس نمیبیند چو شمع
لاف باطل میزند گر دوربینی میکند
نعمت فغفور را فیضی که در خاصیت است
کاسه چوبین گدا را چوب چینی میکند
سایه را با خویشتن همره نمیخواهد سلیم
همچو عنقا هرکه او وحدتگزینی میکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت فردی خاص است که با چشمهای پرافسون و مژگانهایش، دلها را سحرآمیز جذب میکند. زیبایی او به زلفش وابسته است و کارهایش میتواند شادی و خوشی را از دست بدهد. شاعر میگوید که برخی افراد بیشتر به خودشان میپردازند و دور از واقعیت خود صحبت میکنند. همچنین اشاره میکند که نعمتهای فراوانی که در اختیار است، گاهی در نظر دیگران کمارزش جلوه میکند. در نهایت، شاعری سلیم نشان میدهد که دوست ندارد سایهاش همراهش باشد، همانند مرغ افسانهای عنقا که به دنبال وحدت و یکپارچگی است.
هوش مصنوعی: چشم زیبا و دلفریب او جادوگری میکند و تیرکمان مژههایش با شوخی، دل را شاد میسازد.
هوش مصنوعی: حسن در نهایت کار خود را با زلفهایش انجام میدهد و با این حال، تمام تلاشش به باد رفته است؛ در حالی که او همچنان به جمعآوری میوهها مشغول است.
هوش مصنوعی: هرکسی به آسانی نمیتواند نقاط ضعف و مشکلات خود را ببیند. مثل شمعی که فقط نورش را به نمایش میگذارد و ادعای امیدواری و روشنایی میکند، اما واقعیت را نمیبیند. اگر کسی دوربین ببیند، میتواند حقیقت را بهتر تشخیص دهد.
هوش مصنوعی: نعمت فراوانی که وجود دارد، میتواند چنان تأثیری داشته باشد که حتی ظرف چوبی یک گدا را به زیباترین حالت ممکن درآورد.
هوش مصنوعی: سایه را نمیتوان با خود همراه کرد؛ آدمی که مانند عنقا است، تنها کسی است که با وحدت و یکپارچگی خود زندگی میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.