طالع من شد ضعیف از بس غم افلاک خورد
رنگ و روی اخترم زرد است از بس خاک خورد
در تمام عمر، زاهد روزه نتوان داشتن
روزی خود را چرا باید بدین امساک خورد
جرعه ای گفتم مگر صوفی ازان خواهد کشید
از کفم پیمانه را کافر گرفت و پاک خورد!
آسمان گر قرص خورشیدم دهد، دور افکنم
گر همه چون شعله ام باید خس و خاشاک خورد
هرکه را جام شرابی دسترس باشد سلیم
چون شقایق از چه می باید دگر تریاک خورد؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حال و روز فردی میپردازد که به خاطر غم و اندوه زندگی، روحیه و طالعش ضعیف شده و رنگ و رویش زرد گشته است. او اشاره میکند که در تمام عمر نمیتواند از لذتها و خوشیها دوری کند و روزی را با امساک و سختی بگذراند. در ادامه، موضوع نوشیدن شراب و لذتهای آن مطرح میشود و شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر شخصی دسترسی به شراب داشته باشد، چرا باید خود را به تریاک عادت دهد. به طور کلی، شعر به جستجوی لذت و فرار از غم و اندوه زندگی میپردازد.
هوش مصنوعی: سرنوشت من به خاطر غمها و سختیهای آسمان تضعیف شده و چهرهام به دلیل مشکلات زندگی رنگ و روی خود را از دست داده است.
هوش مصنوعی: انسان نمیتواند در طول زندگی خود فقط با روزهداری و زهد از خدا روزی بخواهد، پس چرا باید در این امر سختگیری کند و خود را محروم سازد؟
هوش مصنوعی: گفتم شاید صوفی از من جرعهای بنوشد، اما کافر از دستم پیمانه را گرفت و به آسانی نوشید.
هوش مصنوعی: اگر آسمان به من گنبدی از خورشید بدهد، من هر آنچه که مانند شعله باشد را دور میزنم و فقط چیزی را میپذیرم که ارزشمند و باارزش باشد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به شرابی دسترسی دارد، چرا باید به جای آن، دارویی تلخ مانند تریاک مصرف کند؟ او باید همچون شکوفههای شقایق شاداب و سرزنده باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.