چشم خود بگشا حدیث خوش نگاهی میرود
گردنی برکش که حرف کجکلاهی میرود
در دلش از من غباری هست، پنداری که باز
آب چشمم از برای عذرخواهی میرود
رهروان رفتند و چون از کاروان واماندگان
برق ایشان را ز دنبال سیاهی میرود
آنچه در راه کسی باشد، ازان نتوان گریخت
گر روم بر آب، در پا خار ماهی میرود
وادی عشق است اینجا، نیست نومیدی سلیم
کاروان در منزل از گم کرده راهی میرود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حسرت و دلتنگی برای معشوق میپردازد و بر اهمیت نگاه و حضور او تأکید میکند. با توصیف چشمان عاشق و نگاهی دلنشین، بیان میکند که در دل معشوق از او غباری وجود دارد و او نیز اشکریزان در تلاش برای عذرخواهی است. شاعر اشاره به رهروانی دارد که از کاروان عشق و محبت جا ماندهاند و از این سردرگمی احساس ناامیدی نمیکند. او به این باور میرسد که در این وادی عشق، نمیتوان از سرنوشت و مشکلات فرار کرد و باید با آنها دست و پنجه نرم کرد. در نهایت، سلیم تأکید میکند که در این مسیر، هیچ چیزی نمیتواند مانع از ادامهی عشق و این راه شود.
هوش مصنوعی: چشمانت را باز کن، داستان زیبا و دلنشینی در حال وقوع است. زنی با گردنی بلند و زیبا در حال آمدن است که حرفهای بیهوده و نادرست را به خود نمیگیرد.
هوش مصنوعی: در دل او احساسی از غم و اندوه نسبت به من وجود دارد، طوری که فکر میکنم به خاطر ناراحتیاش، دوباره اشکهایم برای عذرخواهی جاری میشود.
هوش مصنوعی: مسافران راه خود را ادامه دادند و کسانی که از کاروان عقب ماندند، سایه آنها را در پی تاریکی دنبال میکنند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که مقدر شده باشد، نمیتوان از آن فرار کرد. حتی اگر کسی به فکر فرار باشد، باز هم در مسیر خودش با موانع روبهرو خواهد شد.
هوش مصنوعی: در اینجا، جایی برای عشق و محبت وجود دارد و ناامیدی راهی ندارد. کاروانی که در این سرزمین قرار دارد، از مسیرش منحرف شده و به راه خود ادامه میدهد، حتی اگر در منزل گم شده باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نقش تو در چشمهٔ چشمم چو ماهی میرود
هر زمان ما را سپیدی در سیاهی میرود
زینهار از ناوک چشمت که در شهر دلم
بیشتر آشوب از آن تُرک سپاهی میرود
خنجری بر من زدی آزرده باشد دست تو
[...]
بعد ازینت سبزه خط در سیاهی میرود
ای ز خود غافل زمان خوش نگاهی میرود
میشود سرسبزی این باغ پامال خزان
خوشدلیهایت به گرد رنگ کاهی میرود
با قد خمگشته فکر صید عشرت ابلهیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.