یاد ایامی که دامی همچو بلبل داشتیم
گاه با گل دستبازی، گه به سنبل داشتیم
با جهان سودای ما نازکدلان صورت نبست
او چو آتش خار و خس میجست و ما گل داشتیم
عالم مستیست ساقی، دور ما را مگذران
رفت آن دوران که ما تاب تغافل داشتیم
ناخدا بر هم زن هنگامهٔ ما زود شد
صحبتی با موج دریا بر سر پل داشتیم
از ترقی نیست ما را قسمتی هرگز سلیم
رو چو درد شیشهٔ می در تنزل داشتیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به یادآوری دورانهای خوش زندگی میپردازد که در آن لحظات شاداب و پرشور را با دوستان خود سپری کردهاند. او به زیباییهای طبیعی و احساساتی که در آن زمانها تجربه کردهاند اشاره میکند. شاعر با حسرت از دورانهایی یاد میکند که بتوانستهاند از زیباییهای جهان لذت ببرند و با شادی به زندگی بپردازند. اما اکنون احساس ناپایداری و دلتنگی میکند، بهطوری که به وضعیت حال حاضر خود و عدم آرامش و خوشحالی دلالت میکند.
هوش مصنوعی: به یاد روزهایی میافتم که مثل بلبل در دنیای خوشی و عشق زندگی میکردیم، گاهی با گلها بازی میکردیم و گاهی با سنبلها.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه دنیا برای نازکدلها خاطرخواهی نکرد، او مانند آتش به دنبال خار و خس بود و ما در عوض، گل و زیبایی داشتیم.
هوش مصنوعی: دنیا پر از نشئگی و شادی است، ای ساقی! پس دور و بر ما را نگردان و دورانی که ما توانایی نادیده گرفتن را داشتیم، گذشته است.
هوش مصنوعی: ناخدا به سرعت برآشفت و در خلال هجمههای دریایی، گفتگویی با موج دریا در حین عبور بر روی پل داشتیم.
هوش مصنوعی: ما هرگز به مرحلهای از پیشرفت نرسیدیم، زیرا روح ما مانند شیشهای حساس است که هر بار دچار افت و زوال میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بی تو از بس گرد غم بر چهرهٔ دل داشتیم
در کنار اشک حسرت مهرهٔ گل داشتیم
چون ز خود رفتیم در راه طلب همچون حباب
گام اول پای در دامان منزل داشتیم
یاد ایامی که چون از کوی جانان می شدیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.