عجب مدار ز زاهد شراب ما خوردن
که نیست ننگ گدا، روزی گدا خوردن
چو هست باده، غم نان مخور که مستان را
چو گل زیان نهد آب ناشتا خوردن
چنان قناعت فقر است سازگار مرا
که چون حباب شوم فربه از هوا خوردن!
به راه شوق مرا نیست توشه ای همراه
بود چو شعله مدارم به خار پا خوردن
صلای باده ی عیشم زمانه داد سلیم
روم به خانه ی دشمن به خونبها خوردن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان مفاهیم عشق، لذت و قناعت میپردازد. شاعر با اشاره به زهد و دوری از دنیا، میگوید که خوردن شراب برای او ننگی ندارد زیرا این لذت زندگی است. او همچنین به این نکته اشاره میکند که وقتی شراب وجود دارد، نیازی به اندیشیدن به غم نان نیست. قناعت او به حدی است که مانند حباب از هوا فربه میشود و به خوشی ترین حالت خود میرسد. در ادامه، او به شوق و عشق خود اشاره میکند و میگوید که در این مسیر با وجود درد و خارها، او همچنان به دنبال لذت و خوشی است. در پایان، به دعوت زندگی برای نوشیدن شراب و گذراندن لحظات سرشار از شادی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: عجبی ندارد اگر زاهدی شراب بنوشد، زیرا نوشیدن شراب برای او عیب نیست. او هم مانند گدایان از روزی خود میخورد.
هوش مصنوعی: وقتی که نوشیدنی وجود دارد، نگران نان نباش. زیرا مستان مانند گل هستند و آب خوردن در حالت گرسنگی به آنها آسیب میزند.
هوش مصنوعی: تنها نیازمندی و قناعت من به حدی است که به مانند حبابی میشوم که از هوا پر میشود و با آن زندگی میکنم.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، توشهای برایم نیست. مانند شعلهای میسوزم و پاهایم بر روی خاری میروند.
هوش مصنوعی: زمانی صدای شادی و شراب به گوشم رسید و من، به آرامش و با کمال خونسردی، به خانهی دشمن رفتم تا بهای خونم را بپردازم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.