ما چو مرغان قفس، زمزمه در دل داریم
در پر و بال زدن عادت بسمل داریم
چون جرس، بیضهٔ فولاد به فریاد آید
گر ز لب سر زند آن ناله که در دل داریم
عذر ما گرم روان سستی توفیق بس است
در بیابان طلب، همره کامل داریم
دانه ی خرمن ما بیضه ی مور است تمام
دل ما خوش که درین مزرعه حاصل داریم
ما درین بحر نه موج و نه حبابیم سلیم
چشم بر ورطه همیشه، نه به ساحل داریم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حسرت و آرزوهای ناگفته است. شاعر به تشبیهی زیبا از مرغان قفس استفاده میکند و از درون خود احساساتی عمیق و ناتوانی در پرواز و آزادی را ابراز میکند. او به نوعی از گمراهی و سردرگمی در مسیر زندگی اشاره دارد و به این نکته میپردازد که اگرچه تلاش میکند، اما مانعهایی وجود دارد که به او اجازه نمیدهند به هدفش برسد. در انتها، شاعر احساس میکند که زندگیاش همانند دریا بدون موج و حباب است، همیشه در جستجوی ساحل و امید.
هوش مصنوعی: ما مانند پرندگان در قفس هستیم که در دل خود نغمهای داریم، اما در عوض، در پرواز و آزاد شدن، عادتی داریم که باعث میشود زخمخورده و آسیبپذیر بمانیم.
هوش مصنوعی: وقتی که صدای زنگ، مانند صدای پرندهای که از درون میآید، به گوش برسد و اگر آن صدای دلخواه از لبانمان بیرون بیاید، صدای درونیمان را به دیگران نشان خواهد داد.
هوش مصنوعی: عذر ما به خاطر سستی توفیق، کافی است. در بیابان جستوجو، همراه کاملی داریم.
هوش مصنوعی: محصول حاصل شده ما تنها به اندازه یک دانه کوچک است، اما با این حال دل ما شاد است که در این زمین زراعی، نتیجهای داریم.
هوش مصنوعی: ما در این دریا نه موج داریم و نه حباب، همیشه با چشمان باز به عمق دریا نگاه میکنیم و به ساحل نمینگریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.