گنجور

 
سلیم تهرانی

تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد

فتح شد روی زمین و توسن ما زین نشد

انجمن خندد ز بس بر گریه ی مستانه ام

نیست یک ساغر که همچون باده لب شیرین نشد

حاصل فغفور را دادم به چینی، تا مگر

در بساط من نباشد کاسه ی چوبین، نشد

ناصح اظهار جنونم بهر شهرت می کند

پرده ی رسوایی گل، دامن گلچین نشد

نیست در ایران زمین، سامان تحصیل کمال

تا نیامد سوی هندستان حنا رنگین نشد

تلخکامی بین که در غمخانه ی دنیا سلیم

هرگزم از شهد عمر خود لبی شیرین نشد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صائب تبریزی

هرگز از شاخ گلی آغوش من رنگین نشد

از لب یاقوتیی دندان من خونین نشد

چشم مخموری به خون تلخ من رغبت نکرد

زین شراب لعل هرگز ساغری رنگین نشد

چون نپیچد بستر گل را بهم باد خزان؟

[...]

بیدل دهلوی

از حوادث خاطر آزاد ما غمگین نشد

جبههٔ این بحر از سعی هوا پرچین نشد

با لباس فقرم از آلایش دنیا چه باک

این نمد هرگز به آب آینه سنگین نشد

از قبول خلق نتوان زحمت منت کشید

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه