رهنمای مقصد هرکس توکل میشود
همچو ابراهیمش آتش لاله و گل میشود
گر ز قید ناخدا آزادسازی خویش را
موج دریا همچو مرغابی ترا پل میشود
سفله را کی میتوان از لاف دولت منع کرد
باغبان چون در چمن گل دید، بلبل میشود
صحبت مستان تمام عمر در پای گل است
بلبلان را گرچه صحبت بر سر گل میشود
سایهٔ گل، طشت آتش بر سرم ریزد سلیم
لطف او بر من ز بخت بد، تغافل میشود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توکل و اعتماد به خداوند اشاره دارد. شاعر میگوید که مانند ابراهیم، که با توکل بر خدا به آتش نجات یافت، هر کس به مقصد خود میرسد. او به آزادسازی و رهایی از مشکلات اشاره میکند و میگوید که حتی در سختیها، مدد الهی همواره همراه انسان خواهد بود. همچنین، شاعر به قضاوت نادرست دیگران درباره افراد بیعمل و بیفایده اشاره میکند. در نهایت، او از لطف و رحمت الهی سخن میگوید و اینکه حتی در زمانهای سخت، خداوند مهربان او را تنها نخواهد گذاشت.
هوش مصنوعی: هر کسی که به خدا اعتماد کند و به او ایمان داشته باشد، مانند ابراهیم که در آتش تسلیم شد، میتواند از سختیها عبور کند و به آرامش و beauty برسد.
هوش مصنوعی: اگر از محدودیتهای ناخدا رهایی یابی، دریا همانند پلی برای تو عمل میکند که تو را به آزادگی میبرد.
هوش مصنوعی: کسی که در مقام پایینتری قرار دارد، چگونه میتوان او را از فتنهگری و صحبتهای بیاساس دور کرد؟ وقتی باغبان در میان گلها قرار میگیرد، بلبل نیز به آوازخوانی و شادی میپردازد.
هوش مصنوعی: مستان تمام عمر خود را در پای گل میگذرانند و در صحبتهای خود فقط به زیبایی و عشق به گل اشاره میکنند، اما در دل، بلبلها همواره در مورد گل صحبت میکنند.
هوش مصنوعی: سایهٔ گل بر سر من آتش میریزد و نعمتهای او به خاطر بخت بد من نادیده گرفته میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرچه میدانم که میرنجی و مشکل میشود
گر نکوبی حلقه صد جا بر در دل میشود
همچو فانوسش کسی باید که دارد پاس حسن
زانکه لازم گشت و جایش شمع محفل میشود
یک رهش خاص از برای جان ما بیرون فرست
[...]
گر شکر در جام ریزم، زهر قاتل میشود
چون صدف گر آب نوشم، عقدهٔ دل میشود
عاشق پرشِکوه خاموش از تغافل میشود
طوطی از آیینه چون رو دید، بلبل میشود
فارغ از زخم خس و خاریم کز فیض چمن
دامنت ما خود به خود چون غنچه پر گل میشود
دست و پایی زن، که نبود در شمار زندگان
[...]
ریخت چون دندان، مدار جسم مشکل میشود
آسیا بیپره چون گردید، باطل میشود
عاقلان را پاس این و آن، کم از زنجیر نیست
چون میخواهد، اگر دیوانه عاقل میشود
تا نسازی خرج نقد خود، نمیآید به کار
[...]
از من آن چشم تغافلکیش غافل میشود
گر چنین خواهد گذشتن کار مشکل میشود
عشق هرکس را که پوشد خلعت غم در لباس
گاه با اختر گهی با غنچه یکدل میشود
بعد مردن هم محبت شمع بالین من است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.