لب مبند از ناله، می دانم جفا داری سلیم
گریه ای سر کن که یار بی وفاداری سلیم
با جفای او به غیر از این که سازی چاره نیست
گر ز کوی او روی، دیگر کجا داری سلیم
از حقیقت نیست ناخشنود رفتن زین چمن
گر نداری گل به کف، خاری به پاداری سلیم
در طلسم حیرت از سرگشتگی افتاده ای
بند بر دل همچو سنگ آسیا داری سلیم
بخیه ای بر چاک های سینه ی مجروح زن
دست پنداری که چون گل در حنا داری سلیم
از برای عافیت بار گرانجانی مکش
این زره تا چند در زیر قبا داری سلیم
عشق تکلیف تهیدستان به مستی می کند
از حرارت میل آب ناشتا داری سلیم
سر به زیر بال خود بر، همچو مرغان قفس
چند درسر، سایه ی بال هما داری سلیم
کی به طوف کعبه و بتخانه قانع می شود
در طلب پایی تو چون دست گدا داری سلیم
خوش دلی بر صحبت عمر سبکرو بسته ای
آشیان در سایه ی مرغ هوا داری سلیم
عشق را با فقر در یک پیرهن جا داده ای
آتشی پنهان به زیر بوریا داری سلیم
نیست بیم از فتنه ی روباه بازان جهان
جای تا در سایه ی شیرخدا داری سلیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و رنجهای ناشی از خیانت و جدایی میپردازد. شاعر از سلیم میخواهد که به جای بیتفاوتی و سکوت، عواطفش را بروز دهد و از دردهایش سخن بگوید. او به زیبایی عشق و فقر اشاره میکند و به تضادهای زندگی اشاره دارد؛ از جمله عشق و بیسرپناهی، و نارضایتی از وضعیت خود. شاعر همچنین به قدرت و ثبات در برابر مشکلات زندگی تأکید میکند و با یادآوری جاودانگی عشق، به سلیم توصیه میکند که در سختیها پرچم عشق را بالا نگه دارد.
هوش مصنوعی: سکوت نکن و از دل ناله کن، چون میدانم با من ناامیدانه رفتار میکنی. یک گریه کوچک بکن، چون دوستت وفادار نیست.
هوش مصنوعی: با ظلم و بدرفتاری او، جز این راهی وجود ندارد که به سازش با این وضعیت روی بیاوری. اگر از کوی او دور شوی، دیگر کجا میتوانی فردی پاک و سلیم باشی؟
هوش مصنوعی: ناراحت نیستم از اینکه از این باغ میروم؛ اگر گلی در دست ندارم، لااقل خارهایی را که در دستانم است، تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: در حالت سردرگمی و حیرت به سر میبری و مانند سنگی در آسیاب، دل تو نیز به شدت در فشار است.
هوش مصنوعی: این جمله به تصویر کشیدن یک زن مجروح است که زخمهایش شبیه به چاکهایی در سینهاش به نظر میرسد. فردی که به او نگاه میکند، انگار لذت میبرد و احساس زیبایی میکند، همانطور که وقتی گل را در حنا میگذارد، زیبایی آن را مشاهده میکند. به نوعی، میتوان این معنا را دریافت کرد که با وجود زخمها و دردها، زیبایی و ظرافت همچنان وجود دارد.
هوش مصنوعی: برای راحتی و سلامت خود، به خاطر بار سنگین دل آزرده نشو و این زره را تا کی بر تن کن؛ زیرا تو در زیر این پوشش، آرامشی داری.
هوش مصنوعی: عشق به شکلی خاص افرادی که در شرایط سخت و ناتوانی هستند، به شادی و شوق میآورد. این احساس قوی و عمیق مانند حالتی است که از گرمای تمایل به مایعات در زمان تشنگی ناشی میشود و آدمی را به حالت سلیم و سالم میرساند.
هوش مصنوعی: سر خود را زیر بال خود بگذار، مانند پرندگان در قفس. چندتایی در سر داری، اما سایهی بال پرندهی بزرگ و آزاد را نیز بر خود حس میکنی.
هوش مصنوعی: کیست که به طواف کعبه و بتخانه راضی شود، وقتی در جستجوی توست؟ چون تو دستی مانند دست یک گدا داری، در حالی که او سلیم و پاک است.
هوش مصنوعی: در دل خوشی و شادابی، به زندگی بیخیالی روی آوردهای و مانند پرندهای آزاد در سایهای از آرامش و آسودگی، جایگاه خود را ساختهای.
هوش مصنوعی: تو عشق را در کنار فقر قرار دادهای و در باطن، آتش و حرارتی پنهان را زیر جامه خود نهفتهایی.
هوش مصنوعی: از فتنه و ترفند افرادی که مانند روباه هستند نترس، به شرطی که در زیر سایه یک مرد بزرگ و با ایمان مثل شیر خدا قرار داشته باشی و آرامش و اطمینان داشته باشی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.