بگذر ز عقل و فیض محبت نگاه کن
بردار شمع را و تماشای ماه کن
نزدیک این خرابه شدن از برای چیست
از دور چون ستاره به دنیا نگاه کن
در آسیا لذیذ بود نان آسیا
بر آسمان نظاره ی خورشید و ماه کن
خواهی اگر گزند نبینی ز روزگار
درویش! هرچه هست ترا، نذر شاه کن
بی ترک سر چو عشق میسر نمی شود
کنجی نشین و مشورتی با کلاه کن
هرگاه برهمن به خدا روی آورد
بت گوید از عتاب که بر من نگاه کن
رحمت، کرم به قدر گنه می کند سلیم
تا ممکن است، باده بنوش و گناه کن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تصورات و احساسات عاشقانه و معنوی میپردازد. شاعر از شنونده میخواهد که از عقل و اندیشه فاصله بگیرد و به جاذبههای عشق و زیباییهای طبیعی مانند نور شمع و ماه نگاه کند. او اشاره میکند که نزدیک شدن به خرابهها بی دلیلی نیست و از دور باید مانند ستاره به دنیا بنگرد. لذتهای دنیوی و زیباییهای آسمانی مورد ستایش قرار میگیرند و شاعر توصیه میکند که اگر نمیخواهی به سختیهای زندگی دچار شوی، باید به عشق و جذابیتهای آن پناه ببری. در نهایت، به نوشیدن شراب و انجام گناه نیز به عنوان بخشی از زندگی اشاره میشود و این مفهوم مطرح میشود که رحمت خدا به نسبت گناهان فرد است.
هوش مصنوعی: از قید و بندهای عقل رها شو و به محبت توجه کن. شمع را بردار و به زیبایی ماه بنگر.
هوش مصنوعی: به چه دلیلی به این ویرانه نزدیک میشوی؟ از دور مانند ستارهای به دنیای خود نگاه کن.
هوش مصنوعی: در آسیا نان خوشمزهای وجود دارد و تو میتوانی با تماشای خورشید و ماه از آسمان لذت ببری.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از آسیبهای روزگار در امان بمانی و کمبودی احساس نکنی، آنچه داری را برای شاه قربانی کن.
هوش مصنوعی: اگر عشق بدون قربانی دادن امکانپذیر نیست، پس بهتر است در گوشهای بنشینی و با کسی دربارهاش مشورت کنی.
هوش مصنوعی: هر زمان که برهمن به سوی خدا پرستش کند، بت با خشم و ناراحتی به او میگوید: "به من توجه کن و نگذار این طرز عبادت تو بیپاسخ بماند."
هوش مصنوعی: رحمت و لطف الهی به اندازه گناهان انسان است. بنابراین، تا جایی که امکان دارد، از زندگی لذت ببر و از اشتباهات خود نترس.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یارب ز حال محنت خاقانی آگهی
در حال او به عین عنایت نگاه کن
یا روز بخت بیهنرش را سپید دار
یا خط عمر بیخطرش را سیاه کن
ای دل حصارِ همّتِ مردان پناه کن
دنیا و دین به مرتبه تسلیمِ راه کن
تا طفلِ نفس خو کند از شیرِ حرصباز
پستانِ حرص و آز و هوا سر سیاه کن
آیینه است نفس و در او نقشِ آرزو
[...]
ای دل ثنای وحدت ذات اله کن
بر حال خویش خیل ملک را گواه کن
از شرح دانه های در شاهوار عرش
کلک از عطارد و ورق از مهر و ماه کن
سوی بهشت آدم و آل عبا خرام
[...]
ای طلعت تو خنده به خورشید و ماه کن
زلف تو روز روشن مردم سیاه کن
خال تو آتشی است دل آفتابسوز
خط تو سایهای است سیه روی ماه کن
یعقوبها ز هجر تو بیتالحزننشین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.