زهی نهال خزان دیده ای ز باغ تو شمع
فکنده تیر به تاریکی از سراغ تو شمع
وسیله ای ست مرا در جنون عشق تو گل
فتیله ای ست مرا از برای داغ تو شمع
نفس فتیله ی عنبر به خویش می دزدد
بیان کند چو حدیث گل چراغ تو شمع
شراب و شاهد و گل عرض می کند بر تو
دماغ چند بسوزد پی دماغ تو شمع
نشد ز گریه ی مستانه یک نفس خاموش
سلیم تا شده سرگرم از ایاغ تو شمع
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت شمع اشاره میکند و آن را نمادی از عشق میداند. او شمع را به عنوان وسیلهای برای بیان احساساتش در عشق توصیف میکند و میگوید که شمع مانند گل به یاد عشقش میسوزد. شاعر احساساتش را به صورت شدید و پرشور بیان میکند و از گریه و مستانهگی ناشی از عشقش سخن میگوید، در حالی که در مقابل زیبایی شمع تسلیم شده است. این شعر به شکوه و زیبایی عشق و قدرت احساسات انسانی پرداخته است.
هوش مصنوعی: به چه زیبایی، درخت خزان را میبینم که در باغ تو شکوفا شده است. شمعی که در تاریکی روشنایی میبخشد، در جستجوی توست.
هوش مصنوعی: عشق تو برای من مانند شمعی است که با فتیله اش روشن شده، و این عشق مرا در جنون و دیوانگی فرو میبرد.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف کسی میپردازد که نفسش مانند فتیلهای است که عطر خوش عنبر را به خود جذب میکند. او از ویژگیهای خود و احساساتش صحبت میکند، همانطور که گل برای روشنایی شمع و چراغ میدرخشد. به نوعی، این فرد به زیبایی و جذابیت خود اشاره دارد که مشابه گل و شمع است.
هوش مصنوعی: شراب، معشوق و گل را به تو معرفی میکنم، در اینجا میپرسم که چند بار بینی تو به خاطر تو بسوزد، مانند شعلهای که به خاطر تو روشن شده است.
هوش مصنوعی: با گریهی شاداب و بیپایان، هیچ زمانی نتوانستم خاموش بمانم. سلیم، شمعی شده که به خاطر تو مشغول به کار است و درگیر احساساتش شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.