غبار غم ز ابر نوبهاری در جهان گم شد
قدح را بر زمین مگذار ساقی کآسمان گم شد
در آن زلف از ضعیفی می دهد آهم نشان از دل
که سوزن می شود پیدا چو شب با ریسمان گم شد
علاج داغ دل کردیم اما درد پنهان را
ره بیرون شدن از کوچه های استخوان گم شد
ز شور عندلیبان سرو و گل در رقص می آیند
چمن رنگ دگر پیدا کند چون باغبان گم شد
به بزم وصل خود تا چند می گویی مرا گم شو
نه سیمابم، میان انجمن چون می توان گم شد؟
عبث خاک وطن از انتظارم چشم بر راه است
که عنقا تا قدم بیرون نهاد از آشیان، گم شد
طلبکار سخن عشق و زبان از شرم خاموش است
چو پیدا شد خریداری، کلید این دکان گم شد
جهان بیاختیار آرامگاه اهل دل باشد
که شب منزل شود، هرجا که راه کاروان گم شد
ز بیم زندگی بر جان نظر در حشر نگشایم
نگوید تا زمین از جای رفت و آسمان گم شد
غلام و پاجی هندوستان از فارسی گفتن
نمیدانند حرفی غیر این بشکست و آن گم شد!
سلیم این در جواب سحرپردازی که میگوید
کتاب حسن را جزو محبت از میان گم شد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به حالوهوای غم و گمشدگی در زندگی و عشق میپردازد. شاعر در مقاطع مختلف به عناصر طبیعی و زندگی اشاره میکند و از غبار غم، دردهای پنهان و گم شدن چیزهای باارزش صحبت میکند. او به احساس انتظار و بیقراری اشاره دارد و میگوید که هر چیز زیبا و عاشقانهای در عالم گم شده است. در نهایت، شاعر از وضعیت خودش و ارتباطش با عشق و هویت خود تأمل میکند و به نظر میرسد که در دنیای پر از فقدان به دنبال معنا و اصالت میگردد.
هوش مصنوعی: در این دنیا غم و اندوه مانند غباری از بین رفته و محو شده است. ساقی، قدح را بر زمین نگذار، چرا که آسمان و نعمتها هم از دست رفتهاند.
هوش مصنوعی: در آن زلف، نشانهای از درد و ضعف دلدادهام وجود دارد. مانند سوزنی که در تاریکی شب گم میشود و فقط با رشتهای مشخص میشود، احساسات من هم در این زلف نهفتهاند.
هوش مصنوعی: ما سعی کردیم برای درمان دلتنگیمان چارهای پیدا کنیم، اما دردهای نهفته و درونیمان به قدری عمیق است که راهی برای رهایی از این وضعیت پیدا نکردیم.
هوش مصنوعی: وقتی باغبان دیگر به باغ نمیرسد و از او خبری نیست، دیگر سرو و گل در چمن به شوق و شادی رقص میکنند و رنگ و بویی تازه به خود میگیرند.
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی در جشن وصال من بگویی گم شوم؟ من مانند نقره هستم، چطور میتوانم در میان این جمع گم شوم؟
هوش مصنوعی: خاک وطن بیدلیل منتظر من است، چون هنگامی که مرغ افسانهای به سمت بیرون آمد، ناگهان گم شد.
هوش مصنوعی: عاشق با توجه به عشق، شرمنده و بیصداست. اما وقتی کسی پیدا میشود که ارزش این عشق را درک کند، همه چیز گم و به هم میریزد.
هوش مصنوعی: دنیا به خودی خود مکانی مناسب برای آرامش دلهای عاشق است، به طوری که زمانی که شب فرامیرسد و راه کاروان گم میشود، این مکان برای آنها آرامشبخش میگردد.
هوش مصنوعی: از ترس زندگی، به روز قیامت نگاه نمیکنم، تا زمانی که زمین از جایش حرکت کند و آسمان ناپدید شود.
هوش مصنوعی: غلام و خدمتکاران هندوستان حتی در گفتن زبان فارسی هم ناتوانند و غیر از این، موضوعات دیگری را که گفته شده، از دست رفته و فراموش شده است.
هوش مصنوعی: سلیم در پاسخ به سحرپرداز میگوید که کتاب حسن از میان عشق و محبت گم شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سخن می گفتم از لبهاش در کامم زبان گم شد
گرفتم ناگهان نامش حدیثم در دهان گم شد
دل گم گشته را در هر خم زلفش همی جستم
که ناگه چشم بد خویش سوی جان رفت و جان گم شد
ندانم دی کی آمد، کی ز پیشم رفت، کان ساعت
[...]
ز بیداد تو حرف مهر را نام و نشان گم شد
کتاب حسن را جزو محبت از میان گم شد
ز جوش بوالهوس گرد دلت عاشق نمی گردد
طفیلی جمع شد چندان که جای میهمان گم شد
سحر بیتی مغنی می سرود از تو به یاد آمد
[...]
برافکندی ز رخ تا پرده ظلمت از جهان گم شد
نمودی چهره تا خورشید را نام و نشان گم شد
به هنگام جواب ار ببینم خاموش معذورم
که چون گفتی سخن در کامم از حسرت زبان گم شد
نمیدانم دلم را خط به غارت برده یا خالش
[...]
درآمد عشق از عقل را نام و نشان گم شد
چه دزد است اینکه تا گردیده پیدا پاسبان گم شد
کند ذوق حدیثت گنگ را گویا زهی قسمت
تو از من حال پرسیدی زبانم در دهان گم شد
ز دل نامد خبر تا سوی زلفت باز شد راهی
[...]
چه شد نایی که اندر نی تو را راه فغان گم شد
زدم سردی حدیث اشتیاقت در دهان گم شد
نمیدانم اسیر زلف شد یا کشته غمزه
همیدانم که مرغ دل ز سینه پرزنان گم شد
ز اشک و آه یعقوب و زلیخا اندرین وادی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.