گنجور

 
سلیم تهرانی

نالهٔ ما چون جرس شایستهٔ تأثیر نیست

همچو مخمل خواب ما را طالع تعبیر نیست

روی دل هرگز نمی‌بیند ز ما آشفتگان

همچو داغ آینه‌، داغی که ناخن گیر نیست

شعله‌ایم و این خزان ما بهار عمر ماست

همچو می هر‌چند عاشق کهنه گردد، پیر نیست

دامن گلچین فراخ است ای اسیران قفس

گر گلی خواهید، او را از شما تقصیر نیست

چوب گل کی می‌کند اصلاح من، چون کرده است

بوی گل دیوانه‌ام، خود کرده را تدبیر نیست

در طلسم حیرتم دارد جنون دل سلیم

راه بیرون رفتنم از کوچهٔ زنجیر نیست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سنایی

عقل را تدبیر باید عشق را تدبیر نیست

عاشقان را عقل تر دامن گریبان‌گیر نیست

عشق بر تدبیر خندد زان که در صحرای عقل

هر چه تدبیرست جز بازیچهٔ تقدیر نیست

عشق عیارست و بر تزویر تقدیرش چکار

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

ماسوی الله جز خیالی نیست می بینم به خواب

این چنین نقش خیالی قابل تعبیر نیست

در سر زلفش دل ما مدتی پابست شد

این چنین دیوانه را خوشتر از آن زنجیر نیست

کی رسد هرگز به مقصودی درین راه خدا

[...]

اهلی شیرازی

کس به خود دلبسته آن زلف چون زنجیر نیست

پای‌بند کس به جز سر رشته تقدیر نیست

گر ز تیغش رخنه‌ای در جان نشد، تقصیر ماست

یک سر مو، باری از مژگان او تصیر نیست

تیر باران بلا از بس که آمد بر تنم

[...]

محتشم کاشانی

بی‌تصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست

بی‌وقوف کیمیاگر نفع در اکسیر نیست

کلک مانی سحر کرد و بر دلی ننهاد بند

کانچه مقصود دل است از حسن در تصویر نیست

دست عشقت کز تصرفهای کامل کوته است

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از محتشم کاشانی
کلیم

چاره خاموشی بود هر جا سخن در شیر نیست

تیر بر سنگ آزمودن جز زیان تیر نیست

گر بخلق الفت نمی گیرم گناه من بدان

طینت ابنای دهر از خاک دامن گیر نیست

خواری و عزت درین محنت سرا یکسان بود

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه