خوش آن روزی که بر آن طرههای مشکبو پیچم
دو عالم را دهم از دست و بر یک موی او پیچم
خم می را بگویید ای حریفان رحم خوش چیزی ست
برای ساغری تا چند دست هر سبو پیچم؟
برای آن که فصل گل درین باغم به یاد آرند
به هر انگشت شاخی، رشتهای همچون کدو پیچم
نمیخواهم که چون منصور، ممنون کسی باشم
به دست خود کمند زلف او را بر گلو پیچم
سلیم از دست فرصت رفت در سامان وصل او
نمازم شد قضا، تا کی در آداب وضو پیچم؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر آرزوها و حسرتهای شاعر است. او به طرههای موهای معشوقش اشاره میکند و تمایل دارد که حتی دو جهان را فدای یک مو از او کند. شاعر همچنین به شراب و خوشیهای آن اشاره میکند و از دوستانش میخواهد که در این زمینه به او یاری دهند. او نمیخواهد که همچون منصور، شخصی دیگر را مدیون کند و تنها در پی آن است که کمند زلف محبوب را بر گردن خود بیافکند. در انتها، شاعر از فرصتی که برای وصال معشوق از دست رفته، ابراز ناامیدی میکند و به یادآوری این وضعیت در آداب نماز میپردازد.
هوش مصنوعی: روز خوشی است که بتوانم با موهای خوشبو و مشکیاش، همه چیز را رها کنم و فقط یک تار موی او را در دست بگیرم.
هوش مصنوعی: به دوستانم بگویید که شراب خوشگوار است و بسیار لذتبخش، اما تا کی میتوانم از آن بنوشم و در دنیای پرپیچ و خم زندگی غرق شوم؟
هوش مصنوعی: برای اینکه یاد فصل گل را در این باغ زنده نگه دارم، به هر انگشت یک شاخ میزنم و رشتهای شبیه کدو دور آن میپیچم.
هوش مصنوعی: نمیخواهم به مانند منصور، به کسی وابسته و ممنون باشم، بلکه دوست دارم به اختیار خودم، آن زلفهای او را به دور گردن خود بپیچم.
هوش مصنوعی: فرصت برای رسیدن به او از دستم رفته و درخواست من به دعا تبدیل شده است. تا کی باید در آمادهسازی خودم برای دعا و ارتباط با او دچار پیچیدگی شوم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.