میخورم خون که حنا آن کف پا میبوسد
لب من تشنهٔ آن است و حنا میبوسد
دست بوس تو کسی را که میسر باشد
یارب آن را ز کجا تا به کجا میبوسد
گر شفاعت نکند خون گرفتاران را
پای او را ز چه آن زلف دو تا میبوسد
خضر را ما نشناسیم، بیا ای ساقی
که لب تشنهٔ ما دست ترا میبوسد
دوش میگفت به یاران که ببینید سلیم
که لب جام می و گه لب ما میبوسد!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شیوهای عاطفی از عشق و محبت سخن میگوید. او توصیف میکند که چگونه خون عاشقانهاش به حنا و پای محبوب میرسد و لب تشنهاش آرزوی بوسیدن آن را دارد. همچنین به تمایل اشخاص برای بوسیدن دست محبوب اشاره میکند و میپرسد که عشق و شفاعت از کجا به کجا میرسد. شاعر در نهایت از ساقی میخواهد که بیاید و سخاوتمندانه محبتش را که لب تشنهاش آن را میطلبد، به او بنوشاند. در این میان، او از دوستان خود میخواهد تا پایداری و سادگی عشق را ببینند.
هوش مصنوعی: من دارم از عشق و شوق میچشم، گویی حنای روی پای محبوبم لبهای من را میبوسد، چون من به شدت تشنه آن لحظهام.
هوش مصنوعی: هر کس که بتواند به شما خدمت کند و به دست شما بوسه بزند، خدا میداند این شخص از کجا شروع میکند و به کجا میرسد.
هوش مصنوعی: اگر شفاعت خونخواهی بینواها را نکند، چرا آن پایش را که زلفی دو تایی دارد، میبوسد؟
هوش مصنوعی: اگر ما خضر را نشناسیم، ای ساقی، بیفزا که لب تشنهٔ ما به خاطر تو دستت را میبوسد.
هوش مصنوعی: دیروز به دوستانش میگفت که ببینید سلیم چگونه لبهایش را به لب جام میزند و گاهی هم لبهای ما را میبوسد!
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.