بر رخت راه نگاه از گلستان بیرون رود
شانه در زلف تو از موی میان بیرون رود
می روی از باغ و گل ها را پریشان می کنی
چون عزیزی کز میان دوستان بیرون رود
چون بسوزم، هر نفس خاکسترم از شوق گل
بی نسیمی همچو دود از آشیان بیرون رود
گر گل از بلبل حجابی می کند باور مکن
باش چندان کز گلستان باغبان بیرون رود
نه همین تنها ره کنعان زلیخا بسته است
می برد غیرت به هر سو کاروان بیرون رود
بس که دارم یار دور افتاده ای در هر دیار
می روم از خود، به هر سو کاروان بیرون رود
ذوق مستی آن کسی دارد که چون بلبل سلیم
در بهار آید به باغ و در خزان بیرون رود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و عشق میپردازد. شاعر با تصاویری زیبا از گلستان و بلبل، به درد فراق و آرزوهایش اشاره میکند. او بیان میکند که عشقش او را به شدت میسوزاند و حس میکند که همچون دود بینسیم، از وجودش دور میشود. همچنین به زیبایی و جذابیت معشوق در میان دوستان اشاره دارد و نشان میدهد که عشق واقعی، آدم را به سفر و جستجو در هر سو میکشاند. شاعر در نهایت به این نکته میرسد که لذت واقعی در عشق به مانند بلبل در بهار است، که باید از آن بهرهمند شد و در فراق و دوری نیز ادامه داد.
هوش مصنوعی: نگاه من از چهره تو به بیرون از گلستان میرود و شانهام که در زلفهای تو فرو رفته، به خاطر موهای میانت آزاد میشود.
هوش مصنوعی: وقتی تو از باغ میروی، گلها را بینظم و پریشان میکنی، انگار که عزیزی از میان دوستانش دور شود.
هوش مصنوعی: وقتی که میسوزم، هر بار که نفس میکشم، خاکسترم به امید دیدن گل در هوای بینسیم، مانند دود از لانهام خارج میشود.
هوش مصنوعی: اگر گل به بلبل پوششی بدهد، به هیچ وجه این را باور نکن که از باغبان میخواهد، زیرا ممکن است او از گلستان بیرون رود.
هوش مصنوعی: تنها راه رسیدن به کنعان مختص زلیخا نیست؛ بلکه غیرت و شجاعت انسان میتواند او را به سمتهای دیگر نیز هدایت کند تا کاروانی از دیار خود به بیرون برود.
هوش مصنوعی: من به خاطر دوری یارم در هر گوشه و کنار، از خودم بیخبر میشوم و با هر کاروانی که به سمت دیگری میرود، همراه میشوم.
هوش مصنوعی: کسی که در مستی و شادی واقعی به سر میبرد، مانند بلبل خوشصدا در بهار به باغ میآید و با شادمانی زندگی میکند، اما در پاییز با آگاهی از روند طبیعت میداند که باید از باغ خارج شود و با واقعیتهای زندگی کنار بیاید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کالبد از دل تهی شد، گر چه جان بیرون رود
دوستی نبود که نه با دوستان بیرون رود
خون چندین بی گنه در بند دامن گیر تست
وای اگر آن مست من دامن کشان بیرون رود
سوز عشق است، این مبین رنج تب من، ای طبیب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.