برای طعنه ی ما این همه چه در جوشند
که عاقلان همه دیوانه ی قبا پوشند
نشاط مستی ما را به شب تماشا کن
که روز، باده کشان چون چراغ خاموشند
چمن ز بلبل و قمری به کام صیاد است
زبس که شاخ گل و سرو، دوش بر دوشند
در وصال زن ای دل که همچو خمیازه
بتان هند همه خانه زاد آغوشند
که رفته است ازین خاکدان، نمی دانم
کز آسمان، همه عالم جنازه بر دوشند
اگر غلط نکنم، راحت از جهان رفته ست
وگرنه موی بر اعضا چرا سیه پوشند
سلیم شکوه ازان تندخو خطر دارد
خموش باش که دیوار و در همه گوشند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به نقد و طعنههایی اشاره میکند که از سوی عاقلان به او وارد میشود، در حالی که خود عاقلان نیز دچار دیوانگی هستند. او از نشاط و سرور خود در شبها میگوید و برعکس، در روز بادهنوشها را مانند چراغهای خاموش توصیف میکند. همچنین به تضاد میان زیباییهای طبیعی و شکار آنها توسط صیاد اشاره میکند، و به اهمیت وصال با معشوق پرداخته و اشارهای به ناکامیهایش در این زمینه دارد. در نهایت، شاعر با بیان اینکه دنیا از مصیبتهای متعددی پر است و همه در غم و اندوه به سر میبرند، از خطر ابراز احساسات خود نگران است.
هوش مصنوعی: عاقلان و افراد باهوش برای اینکه به ما طعنه بزنند، تا این حد مضطرب و شلوغ هستند، در حالی که همه آنها به عشق شخصی که لباس قبا پوشیده، دیوانه وار رفتار میکنند.
هوش مصنوعی: در شب، شادی و سرمستی ما را تماشا کن؛ زیرا در روز، کسانی که شراب مینوشند، مانند چراغهای خاموش هستند و نمیتوانند روشنایی و انرژی شب را داشته باشند.
هوش مصنوعی: در باغ، بلبل و قمری به سبب وجود صیاد، خوشحال و شاداب هستند. این شادی به خاطر این است که شاخهای گل و درخت سرو به صورت عاشقانه و نزدیک به هم قرار دارند.
هوش مصنوعی: در نزدیکی و وصال با زن، ای دل، که مانند خمیازه، زیبا و دلربا هستند، تمام آغوشها به شکل خانگی و گرم هستند.
هوش مصنوعی: کسی که از این سرزمین رفته، نمیدانم از کدام آسمان آمده است. همه موجودات در این دنیا بار سنگین گذشتگان را بر دوش دارند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که او به راحتی از این دنیا رفته است و اگر اینطور نیست، پس چرا موهایش به سیاهی درآمده؟
هوش مصنوعی: آدم متوسل باید مراقب باشد که از کسانی که تندخو و عصبانی هستند انتقاد نکند، چون ممکن است عواقب بدی داشته باشد. بهتر است در چنین مواقعی سکوت کند، زیرا هر دیوار و در گوش شنوا دارند و ممکن است حرفهایش به گوش دیگران برسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مقیّدان تو از یاد غیر خاموشند
بهخاطری که تویی دیگران فراموشند
برون خرام که بسیار شیخ و دانشمند
خرابِ آن شکن طرّه و بناگوشند
چه عیش خوشتر ازین در جهان که یک دو نفس
[...]
چگونه باده عرفان جماعتی نوشند
که باده در رگ تاک است ومست ومدهوشند
حدیث بیش وکم ومهرذره بدمستی است
ز یک پیاله دو عالم شراب می نوشند
ز ما سلام به دارالسلام دار رسان
[...]
جماعتیکه نظرباز آن بر و دوشند
به جنبش مژه عرض هزارآغوشند
ز حسن معنی دیوانگان مشو غافل
که اینکبودتنان نیل آن بناگوشند
به صد زبان سخنساز خیل مژگانها
[...]
زهر کناره بیغمای گل چه میکوشند
زبلبلان چه عجب گر بباغ بخروشند
کسان که مهر تو در سینه کرده اند نهان
بر آفتاب جهانتاب پرده میپوشند
مگر خدای نه ستار شد چرا زهاد
[...]
قلندران که به تسخیر آب و گل کوشند
ز شاه باج ستانند و خرقه می پوشند
به جلوت اند و کمندی به مهر و مه پیچند
به خلوت اند و زمان و مکان در آغوشند
بروز بزم سراپا چو پرنیان و حریر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.