می بی منت اگر میل کنی، حیرانی ست
جامه ی مفت اگر می طلبی، عریانی ست
قصه ی افسر کیخسرو و تاج جمشید
به سر خاک نشینان که مرصع خوانی ست
آشنایی همه جا از ره نسبت خیزد
مست را دوستی ابر ز تر دامانی ست
با چنین کوتهی عمر، بیان نتوان کرد
قصه ی طول امل را، که سخن طولانی ست
می دوند از پس و پیشم به تماشا خلقی
عشق را شور جنون، کوکبه ی سلطانی ست
در تمنای سجود در او کاسته ام
چون هلال آنچه ز من مانده به جا، پیشانی ست
نتوان گفت می کوثر و آب زمزم
شرح کیفیت لعل لب او وجدانی ست
چشم مستی که ربوده ست ز سر هوش مرا
شیر از نسبت او در پی آهوبانی ست
چاره ی زخم دلم مرهم عیسی نکند
خنجری نیست مرا چاک جگر، مژگانی ست
صحبت عشق و جنون گرم چو گردید سلیم
کشتی حوصله از شبنم می طوفانی ست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر شاعر به موضوعاتی چون عشق، جنون و زندگی میپردازد. او اشاره میکند که در زندگی بیمنت، سردرگمی وجود دارد و اگر به دنبال چیزی بیارزش باشیم، در واقع در حال از دست دادن ارزشهای انسانی هستیم. شاعر به داستانهای افسانهای و مظاهر سلطنت نیز اشاره دارد و تاکید میکند که دوستی و آشنایی ناشی از نزدیکی و نسبتهاست. او بیان میکند که عمر کوتاه است و نمیتواند داستانهای طولانی را بازگو کند. عشق را به عنوان یک شور و جنون توصیف میکند و در نهایت از دردهای دلش و همچنین ناتوانی در توصیف زیباییهای عشق و وابستگی سخن میگوید. شعر از احساسات عمیق و تنهایی ناشی از عشق حکایت دارد و در عین حال زیباست.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی بدون نیاز به بهای چیزی می، دچار سردرگمی خواهی شد و اگر انتظار داشته باشی که لباس رایگان به دست بیاوری، در واقع به عریانی و بیلباسی دچار خواهی شد.
هوش مصنوعی: داستان افسر کیخسرو و تاج جمشید به گونهای روایت شده است که احساسی خاص به خاکنشینان میدهد، به طوری که گویی این داستان نیز به نوعی زیبایی و شکوه دارد.
هوش مصنوعی: آشنایی و دوستی در هر جا به خاطر رابطه و نزدیکی است؛ مانند دوستی که به خاطر بارش باران از دامن ابر نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: با وجود عمر کوتاه، نمیتوان داستان امیدهای بیپایان را بیان کرد، چون این داستان بسیار طولانی است.
هوش مصنوعی: مردم به تماشای من و عشق و دیوانگیام میدوند، همچون نمایش یک سلطنت باشکوه.
هوش مصنوعی: در آرزوی سجده و بندگی او، همچون هلال که رو به کاهش است، آنچه از من باقی مانده فقط پیشانیام است.
هوش مصنوعی: نمیتوان توصیف دقیقی از زیبایی و شیرینی سخنان او مانند وصف کوثر و آب زمزم بیان کرد، چون این احساسات فراتر از کلمات هستند و تنها درک عمیق قلبی به آنها اشاره میکند.
هوش مصنوعی: چشمان زیبای عاشقانهای که مرا از حال و حوصله خارج کرده است، مانند شیری است که به خاطر عشقش در جستجوی آهو میباشد.
هوش مصنوعی: برای درمان درد دلم، مرهمی مانند عیسی وجود ندارد و برای من هیچ خنجر یا تیزی نیست که جگر را پاره کند، تنها یک مژه وجود دارد.
هوش مصنوعی: وقتی گفتوگوی عشق و دیوانگی داغ و پرشور شد، سلیم متوجه شد که قایق حوصله در برابر طوفانی پر از شبنم قرار گرفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غرّه ی ماه جز آن عارض شهر آرا نیست
شاخ شمشاد چو آن قامت سرو آسا نیست
روح بخشست نسیم نفس باد بهار
لیک چون نکهت انفاس تو روح افزا نیست
باغ و صحرا اگر از روضه ی رضوان بابیست
[...]
داغ سودای تو بر جان رهی تنها نیست
در جهان کیست، که شوریده این سودا نیست
هر که گوید که منم فارغ ازین غم، غلط است
هیچ کس نیست که او غرقه این دریا نیست
ای که منعم کنی از عشق که فردایی هست
[...]
روز گاریست که هیچ نظری با ما نیست
وین شب فرقت ما را سحری پیدا نیست
با تو سوز دل عشاق مگر در نگرفت
زانکه هیچت به جگر سوختگان پروا نیست
مفتی شرع که از روی تو منعم فرمود
[...]
هیچ شب نیست که در کوی غمت غوغا نیست
در فراق رخ تو دیده ما دریا نیست
سر و جانی تو، بود جای تو در دیده ی ما
از چه روی است بگو تا نظرت با ما نیست
شب دیجور فراق تو مرا محرم راز
[...]
ذرهای نیست که خورشید در او پیدا نیست
قطرهای نیست درین بحر که او با ما نیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.