در غمت ناله ز مرغ چمن آید بیرون
گر لب غنچه گشایی، سخن آید بیرون
طرفه حالی ست که دیگر نکند رو به قفا
هرکه چون آب روان زین چمن آید بیرون
کس ندانست که عنقا به کجا کرد سفر
مرد باید که چنین از وطن آید بیرون
از وجودم اثری بس که ضعیفی نگذاشت
چون حبابم نفس از پیرهن آید بیرون
دوستان هوش ندارد ز می وصل سلیم
مگذارید که از انجمن آید بیرون
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار به احساسات عمیق و غم مرتبط با جدایی و فقدان اشاره دارند. شاعر از نالهی مرغ چمن سخن میگوید که در غم و اندوه خود آزادانه فریاد میزند. او به این نکته اشاره میکند که وقتی کسی از محبوب یا وطن خود دل بکند، احساساتش نمایان میشود. همچنین، شاعر در مورد ضعیفی خود و تأثیرات آن بر روح و وجودش سخن میگوید و در نهایت به این موضوع میپردازد که دوستانش از شادی و خوشحالی او بیاطلاعند و نمیخواهند او از جمع دوستانهشان دور شود. در کل، این شعر حس ناامیدی، جدایی و تنهایی را به خوبی منتقل میکند.
هوش مصنوعی: اگر در غم تو نالهای از پرنده باغ شنیده شود، بدان که اگر لب غنچهای را باز کنی، سخن عشق و احساسات از آن بیرون خواهد آمد.
هوش مصنوعی: این جمله به وضعیتی اشاره دارد که افراد به سرعت و به آسانی از مکان و موقعیتی که در آن هستند، خارج میشوند و دیگر نمیتوانند به عقب بازگردند. این امر مانند جریانی است که آب از چمن میگذرد و دیگر به حالت اولیه برنمیگردد.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند که پرندهی mythical یعنی عنقا، سفرش را به کجا آغاز کرده است؛ مرد باید ببیند که چگونه چنین مهاجرتی از وطن صورت میگیرد.
هوش مصنوعی: از وجودم تأثیری به جا نمانده و به اندازهای ضعیف شدهام که همچون حبابی، نفسام به راحتی از تنم خارج میشود.
هوش مصنوعی: دوستان عقل و درک درستی از خوشی های ناشی از وصال ندارند، بنابراین نگذارید کسی از جمع ما جدا شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.