بیسبب مردم به قید نام و ننگ افتادهاند
همچو خیل مور در این راه تنگ افتادهاند
در تلاش سوختن، چون کاغذ آتش زده
داغهای سینهام با هم به جنگ افتادهاند
از زبانها خود چه گویم، گوشهای دوستان
با سخن همچون گل رعنا دورنگ افتادهاند
ما به بند خود گرفتاریم، حال ما مپرس
نیکبخت آنان که در قید فرنگ افتادهاند
ره کسی بر عذر او نگرفته، مشتاقان سلیم
بیسبب دنبال آن آهوی لنگ افتادهاند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بررسی وضعیت مردم میپردازد که بدون دلیل به قید نام و ننگ گرفتار شدهاند، مانند مورهایی که در مسیری باریک و تنگ قرار گرفتهاند. آنها در تلاشی بیهوده به سوختن شبیه کاغذهایی آتشزده هستند و دردهای درونیشان با یکدیگر در حال نبرد است. شاعر از اینکه نمیداند چگونه احساساتش را بیان کند، ناراضی است در حالی که دوستانش هم به گوشهای خود اعتماد ندارند. او به وضعیت خود و دیگران اشاره میکند که در بند و گرفتارند و میگوید خوشبخت کسانی هستند که در قید و بندهای جدید و مدرن قرار دارند. همچنین اشاره میکند که کسی به دنبال بهانهای برای عذرخواهی نیست و فقط به دنبال چیزهایی بیهدف و نامشخص میگردند.
هوش مصنوعی: افراد بدون دلیل در قید نام و ننگ گرفتار شدهاند، مانند جمعیتی از مورچهها که در این مسیر تنگ و محدود آمدهاند.
هوش مصنوعی: در حال کوشش برای فرسودن و نابودی، مانند کاغذی که آتش گرفتهام، احساسات درونم با هم در حال نبرد هستند.
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه با زبانم بگویم، زیرا گوشهای دوستانم با شنیدن سخن، همچون گلهای زیبا رنگ و تنوع خود را از دست دادهاند.
هوش مصنوعی: ما در زندان خود اسیر هستیم و نیازی به پرسش از حال ما نیست. خوشحال آنهایی هستند که در چنگال فرهنگ غربی افتادهاند.
هوش مصنوعی: هیچکس به دلیل عذر کسی به راه او نرفته، اما شیدایان بیدلیل در پی آن آهو با پای لنگ هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.