ز دام عشق کی آزادیام هوس باشد
که رخنه در دلم از رخنهٔ قفس باشد
چه می کند چمن عیش ما بهاری را
که همچو فصل گل صبح، یک نفس باشد
درین چمن چه کنی فکر آشیان که درو
بنفشه را سر پرواز چون مگس باشد
ز بخت خویش چه نقصان که نیست در کارم
چو می فروش که همسایه ی عسس باشد
سلیم توبه ز می کرده ام، ولی در بزم
کسی که می دهدم جام، تا چه کس باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و وابستگی عمیق خود سخن میگوید و احساس آزادی را در مقابل هوس مطرح میکند. او به نوعی به قفس بودن دلش اشاره میکند و بیان میکند که زندگیاش شبیه به بهاری است که از گلها بیبهره است. شاعر همچنین به نگرانی از آینده و اندیشیدن به آشیانهاش میپردازد، و حسرتی دارد که در کارش نقصی وجود دارد. او از تجربهای از توبه سخن میگوید، اما همچنان در شوق مینوشید و تلاش دارد بفهمد دیگران چه بر سرش میآورند. در کل، شعر احساسات متضادی از عشق، آزادی، نگرانی و شوق به زندگی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: آیا میتوانم از دام عشق رهایی یابم در حالی که میل و خواستهام مانند شکافهایی در قفس، اجازه نمیدهد؟
هوش مصنوعی: چمن چه کار به خوشی و شادی ما دارد وقتی بهاری که مانند فصل گل صبح فقط یک لحظه طول بکشد، وجود دارد؟
هوش مصنوعی: در این باغ چه فکری به خانه و کاشانهات داری، در حالی که در آنجا بنفشهها مانند مگسها در حال پرواز هستند.
هوش مصنوعی: از بخت و روزگار خود چه کمبودی دارم، در حالی که در کارم هیچ چیز کم نیست، چون میفروشم و همسایهام پلیس است.
هوش مصنوعی: من از می نوشیدن توبه کردهام، اما در جمع کسی که در آنجا شراب میخورم، باید ببینم چه کسی در آنجا هست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز روزگار حذر کن ز کردگار بترس
وگرت بر همه آفاق دسترس باشد
چو روزگار برآشفت و کردگار گرفت
زوال دولت تو در یکی نفس باشد
نه کردگار به تدبیر خلق کار کند
[...]
جلال ملت و دین،تو گمان مبر که دگر
به کبریای جلال تو هیچ کس باشد
به هر چه حکم تو سابق شود چو در نگری
قضا هنوز به فرسنگها ز پس باشد
شبی نباشد کاندر دل و دِماغ عدو
[...]
مرا به وصل تو گر زان که دسترس باشد
دگر ز طالع خویشم چه ملتمس باشد
بر آستان تو غوغای عاشقان چه عجب
که هر کجا شکرستان بود مگس باشد
چه حاجت است به شمشیر قتل عاشق را
[...]
مرا حیات ابد از لبت هوس باشد
که می گر آب حیات است یک نفس باشد
بزیر تیغ تو ای شوخ در صف عشاق
کسی که پیش نیامد همیشه پس باشد
تو آفتابی و با ذره کی شوی نزدیک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.