دایم از بخت سیه بر خویش پیچانم چو زلف
گرچه از خورشید لبریز است دامانم چو زلف
باعث زیب جمال گلرخانم همچو خال
مایه ی آرایش حسن عروسانم چو زلف
در پریشانی بود جمعیت آشفتگان
من صلاح کار خود را خوب می دانم چو زلف
نیستم آزاد از قید محبت یک نفس
خانه زاد دودمان حسن خوبانم چو زلف
هیچ کس هنگامه ی جمعیتم بر هم نزد
از سیه بختی خود دایم پریشانم چو زلف
میرود هر عضوم از آشفتگی سوی دگر
در هوای او سلیم از بس پریشانم چو زلف
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر احساس یأس و ناامیدی خود را از بخت بدش به تصویر میکشد. او خود را همچون زلفهای پریشان و آشفته توصیف میکند که از محبت معشوق رهایی ندارد. با این حال، او به زیباییهایی که این عشق به او بخشیده نیز اشاره میکند. در جمع آشفتهای از عاشقها، او میداند که چگونه باید کار خود را پیش ببرد و به پیوند عشقش با معشوق ادامه میدهد. شعر به خوبی خصلتهای دردناک و زیبای عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: همواره به خاطر شانس بدی که دارم، درگیر خودم هستم. گرچه مانند زلف، زیباییها در وجودم وجود دارد، اما در عین حال، سایههای ناخوشایندی نیز دامان من را گرفته است.
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهی معشوقم مانند خال روی صورت، نمادی از زیبایی عروسهاست و شبیه به زلف او که جلوهای خاص دارد.
هوش مصنوعی: در بین افرادی که در حال بیسامانی هستند، من راه درست و مناسب خود را به خوبی میشناسم، مانند زلفی که به زیبایی خود را درست کرده است.
هوش مصنوعی: من به خاطر محبت، یک لحظه هم آزاد نیستم، و مانند زلفها به خانواده و نسل حسن و خوبان وابستهام.
هوش مصنوعی: هیچ کس به خاطر جمعیت من به هم نمیریزد؛ من همیشه به خاطر بدشانسیام آشفتهام مانند موی پریشان.
هوش مصنوعی: هر بخشی از وجودم به خاطر آشفتگی در جستجوی اوست، در حالی که من به شدت پریشان هستم، مانند زلفی که در هم پیچیده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.