گنجور

 
سلیم تهرانی

چون تنک‌ظرفان کجا من می ز ساغر می‌کشم

همچو غواص گهرجو، شیشه بر سر می‌کشم

از کفم سررشتهٔ پرواز بیرون رفته است

گر گشایم بال را، خمیازه بر پر می‌کشم

هردم از یاد لبش خود را تسلی می‌دهم

خامهٔ لب‌تشنگانم، نقش کوثر می‌کشم

سرگذشت خویش را یوسف فرامش می‌کند

گر بگویم من چه از دست برادر می‌کشم

من چنین خوار و کلام من عزیز روزگار

بحرم و حسرت برای آب کوثر می‌کشم

سوخت از یک آه گرم من سلیم امشب فلک

کار مشکل می‌شود گر آه دیگر می‌کشم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صائب تبریزی

پرده از حسن عمل بر دامن تر می کشم

چون صدف دامان تر در آب گوهر می کشم

مهر گل را بر گلاب انداختن کا رمن است

ناز آن لبهای میگون را ز ساغر می کشم

راهرو را در قفا دیدن دلیل کاملی است

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه