مژگان من وظیفهٔ خوناب میخورد
غواض نان ز سفرهٔ گرداب میخورد
داغم ز دست لاله که در موسم بهار
دارد شراب در قدح و آب میخورد
بینغمهای شکفته نگردد دل از شراب
خرم دلی که آب ز دولاب میخورد
زاهد به خانه جام بلورم به طاق دید
گفت این گل کدو ز کجا آب میخورد؟!
منعش مکن که در نظرش طاق ابروییست
آن کس که می به گوشهٔ محراب میخورد
حیران اضطراب گل و لالهام، مگر
آب این چمن ز شبنم سیماب میخورد؟
آسایشی نمانده ز عقل و جنون مرا
در عشق رشتهام ز دو سر تاب میخورد
مرغی نیم که دانهخور بوستان شوم
از چشمهسار دام، دلم آب میخورد
زنجیر را کشاکش دیوانه بگسلد
زلف تو تاب از دل بیتاب میخورد
مستی سلیم باد حلال کسی که می
در روز ابر و در شب مهتاب میخورد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالات مختلف عشق و نوشیدن شراب میپردازد. شاعر با بیان تصاویری از عشق و تضاد عقل و جنون، به استحاله و خلسه ناشی از شراب و زیباییهای زندگی اشاره میکند. او از داغی دل در مواجهه با زیباییها و بیتابی ناشی از عشق میگوید و به بینظمی و حیرت ناشی از شور عاشقانهاش اشاره میکند. همچنین، در این شعر به جستجوی شادی و آسایش در کنار نوشیدنیها و گلها اشاره شده و به نوعی، زندگی با تمام نوساناتش را جشن میگیرد.
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و دلربای من همچون شایستگیای هستند که خون عشق را در دل میپاشند، و در عین حال، در میان دنیای پر پیچ و خم زندگی، از نعمتهای آن بهره میبرند.
هوش مصنوعی: من از درد و غم دلم گرفته است، چون لاله در فصل بهار هم مشغول نوشیدن شراب است و هم آب میخورد.
هوش مصنوعی: بدون سرود و آهنگ، دل شاداب نمیشود، مانند شرابی که به شادی مینوشد و مانند آبی که از چرخ آب میگیرد.
هوش مصنوعی: زاهد که به خانه من آمده بود و جام بلورین من را روی طاق دید، با تعجب گفت این گل کدو از کجا آب میگیرد؟!
هوش مصنوعی: او را از دقت و تماشا بر حذاری نکن، زیرا کسی که در خلوت خود مشغول نوشیدن شراب است، در نگاهش زیبایی خاصی دارد.
هوش مصنوعی: من در پیگل و لالهام و به شدت نگران و متحیرم، آیا آب این چمن از شبنمی که مانند نقره میدرخشد تغذیه میکند؟
هوش مصنوعی: در عشق دیگر نه آرامشی برای من باقی مانده و نه از عقل خبری هست. احساساتم مانند رشتهای است که از دو سمت کشیده میشود و در حال نوسان است.
هوش مصنوعی: پرندهای هستم که میخواهم در باغ دانهخور شوم، اما از چشمههای سرسبز دلم خیلی تشنه است.
هوش مصنوعی: زنجیر را در کشاکش دیوانگی، موهای تو آنقدر جذاب هستند که دل بیتاب من تاب نمیآورد و میشکند.
هوش مصنوعی: نوشیدن شراب حلال است برای کسی که در روز ابرزده و در شب روشن ماه، این کار را انجام میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شوخی که خون من چو می ناب میخورد
شاخ گلی است کز دل من آب میخورد
هرگه فکند بر گل رخ زلف تابدار
ما را چو شمع رشته جان تاب میخورد
دل با خراش ناوک او خوش بود مرا
[...]
پوشیده یار اگر نه می ناب میخورد
این رنگ لالهگون ز کجا آب میخورد
چون تشنهای که آب خورد در میان خواب
خونم چو آب چشم تو در خواب میخورد
موی میانش از نگه گرم عاشقان
[...]
لعلت که باغ خنده ازو آب میخورد
خون هزار گوهر سیراب میخورد
رشک لب تو خون جگر میکند به کام
شیری که طفل غنچه ز مهتاب میخورد
در پیچشم ز موی میانی که چون نگاه
[...]
در هر سخن، سخنور صد تاب میخورد
این بوستان ز خون جگر آب میخورد
کج تابی حسود همان میکند دراز
هرچند رشته سخنم تاب میخورد
گول زبان نرم، ز نارستان مخور
[...]
هر کس که زین محیط دم آب می خورد
تا هست پیچ و تاب چو گرداب می خورد
شب زنده دار منت ساقی نمی کشد
تا صبح می ز ساغر مهتاب می خورد
مستی که ز احتساب نیاید به خویشتن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.