ز فیض عشق تو چون حسن دلپذیر شدیم
غبار راه تو بودیم، ازان عبیر شدیم
به خون خویش علم چرب کرده ایم چو شمع
که خود نخست ز خصمان به خود اسیر شدیم
چو صبح، برگ خزانی زنیم بر دستار
به نوبهار جوانی چنین که پیر شدیم
کنون خوش است که خوان سپهر بردارند
ز قرض پنجه کش آفتاب، سیر شدیم
شود سلیم درشتی ملایمت در عشق
حصیر آمده بودیم، چون حریر شدیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احوالات و تاثیرات عشق میپردازد. او از تغییرات مثبت و دلپذیری ناشی از عشق صحبت میکند که باعث شدهاند او و یارانش از گرد و غبار راه عشق به صفای دل برسند. شاعر به چالشهای عشق اشاره میکند و میگوید که آنها مانند شمعی در خون خود سوختهاند و به این ترتیب به خود نیز آسیب رساندهاند. همچنین به گذر زمان و پیری جوانان اشاره میکند و میگوید که با رسیدن به سن و سال، زندگی آسیبدیده، به زیبایی و لطافت تبدیل شده است. در نهایت، شاعر از این میگوید که اکنون خوشحالند که از سختیها رها شده و به آرامش و لطافت در عشق رسیدهاند.
هوش مصنوعی: از لطف و محبت تو به زیبایی دلپذیری رسیدیم؛ قبل از این، تنها گرد و غبار راه تو بودیم و اکنون به عطر و خوشبویی تبدیل شدهایم.
هوش مصنوعی: ما با خون خود پرچم را آراستهایم، مانند شمعی که خود ابتدا به دست دشمنان به دام افتاده است.
هوش مصنوعی: وقتی صبح میرسد، برگهای پاییزی را بر روی دستار میگذاریم تا نشان دهیم در بهار جوانی نیز به تدریج که پیر شدهایم.
هوش مصنوعی: اکنون زمان خوبی است که دورخوانی آسمان را برطرف کنند، چون که تابش خورشید ما را سیراب کرده است.
هوش مصنوعی: ما در عشق، ابتدا با درشتی و سختی مواجه شدیم، اما کم کم به لطافت و نرمی گام گذاشتیم. از زندگی پر از مشکلات و رنج عبور کردیم و به حالتی زیباتر و دلپذیرتر رسیدیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.