ای جرس، سوی سفر هر لحظه آوازم مکن
بی پر و بالم، عبث تکلیف پروازم مکن
چون گره، سررشته ی عمرم به دست بستگی ست
دشمن من گر نه ای، از دوستی بازم مکن
کرد رسوا این می مردآزما منصور را
راز خود با من مگو ای عشق، غمازم مکن
در قفای رهروان فریاد کردن شرط نیست
د بیابان جنون ای خضر آوازم مکن
صیقل دل، صحبت آزادگان باشد سلیم
جز به چوب بید چون آیینه پردازم مکن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از سفر و دوری سخن میگوید و درخواست میکند که صدای جرس او را در موقعیتهای نامناسب نراند. او به پرواز و آزادی علاقه دارد اما به وضعیت فعلی خود اشاره میکند که به دست سرنوشت وابسته است و از دوستانش میخواهد که مزاحمتی ایجاد نکنند. همچنین، شاعر با اشاره به داستان منصور، بر این نکته تأکید میکند که نباید رازهای دل را فاش کرد. در نهایت، او به دنبال آرامش و خوشی در دنیا و ارتباط با آزادگان است و نمیخواهد کسی بخواهد او را در دردها و جنونش نادیده بگیرد.
هوش مصنوعی: ای جرس، هر لحظه مرا برای سفر صدا نزن، زیرا که من بدون بال و پر هستم و عبث مرا به سفر وادار نکن.
هوش مصنوعی: عمر من به مانند گرهای در دست توست و اگرچه دشمن من هستی، اما همچنان از دوستی با من غافل نشو.
هوش مصنوعی: عشقی که در دل دارم، رازهایش را با من در میان نگذار، زیرا که من به این رازها آگاه هستم و نمیخواهم دیگران از آن مطلع شوند.
هوش مصنوعی: برای راهنمایی دیگران در مسیر زندگی، لازم نیست همیشه به صدای بلند فریاد زد. در این دنیای پر از حرکت و شگفتی، ای خضر (نماد هدایت و دانش)، از من خواسته نکن که صدایم را بلند کنم و تنها به آرامی پیش بروم.
هوش مصنوعی: دل را باید با گفتوگو و ارتباط با انسانهای آزاداندیش و بزرگوار صیقل داد. اما کسی که دلش پاک و سالم است، نباید به انتقادها و ضربههای غیر روحی حساس باشد، مانند آیینهای که برای زیباتر شدنش، باید با احتیاط و دقت پردازش شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.