گنجور

 
سلیم تهرانی

دلم همیشه ز آشوب عشق بی تاب است

درین محیط، گهر مضطرب چو سیماب است

چو می به پیش نهم، قسمتم ز غیب رسد

کلید روزی من موج باده ی ناب است

چه سود کوشش غافل، که در طریق طلب

رود به راه چو آب روان و در خواب است

ز برشکال دگر ملک هند خرم شد

ز فیض ابر جهان خوش چو عالم آب است

درین هوا بشنو از من و نگاه مدار

به خانه کاغذ ابری، که بیم سیلاب است

ز جوش شوق که پروای نیک و بد دارد؟

برای مستی پروانه، شعله مهتاب است

به توبه از می احباب آفتی نرسد

که چون شراب گل و لاله سربسر آب است

میانه ی من و او همچنین نخواهد ماند

سلیم، بخت من آخر نمرده، در خواب است

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ظهیر فاریابی

یک امشبم که خم ابروی تو محراب است

چرا به گرد من از آب دیده غرقاب است

مرا که با تو نشینم گریستن بر چیست

اگر نه بخت بد وعاشقی زیک باب است

چرا هوای لبت خون من به جوش آورد

[...]

حکیم نزاری

کنار من ز سرشک دو دیده غرقاب است

که از دو دیده سرشکم روان چو سیماب است

وداع کردم و پوشیده نیست بر عشّاق

که رستخیز قیامت وداع احباب است

انیس شیفته هم صحبت است در غم دوست

[...]

حیدر شیرازی

بیا که مردمک دیده غرقه در آب است

ببین که اشک روانم به رنگ عناب است

به یاد یار گل اندام، خار همچو سنان

به زیر پهلوی مجروح من چو سنجاب است

ز حال دیده ی بی خواب من چه غم دارد

[...]

صائب تبریزی

ترا که عالم آیینه عالم آب است

چه احتیاج به تحصیل باده ناب است؟

به گرد راز دل ما که می تواند گشت؟

خزینه گهر ما به مهر گرداب است

ز عشق اگر نکنم گریه، نیست بیدردی

[...]

مشاهدهٔ ۴ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
اسیر شهرستانی

مرا به میکده صد منت از می ناب است

که حسن ساقی از او نور چشم احباب است

مخواه گوهر از این بحر زآنکه خضر در او

اسیر محنت سرگشتگی چو گرداب است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه