عشق از سرم چو شور ز میخانه کم نشد
آه از دلم چو گرد ز ویرانه کم نشد
مجلس تمام گشت و برای گل چراغ
دعوی میان بلبل و پروانه کم نشد
یک چوب گل به باغ برای دوا نماند
شور جنون بلبل دیوانه کم نشد
در آستان قیصر و خاقان کسی نماند
غوغای خلق از در میخانه کم نشد
شکر خدا که تفرقه ما را به هم نزد
بر باد رفت خرمن و یک دانه کم نشد
ماتمسرا سلیم، دل خسته ی من است
هرگز نوای نوحه ازین خانه کم نشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از شور و شوق عشق صحبت میکند که هرگز از دلش کم نمیشود. او به تکرار احساسات عمیق خود اشاره میکند و میگوید که حتی با تمام شدن مجالس و تغییر شرایط، عشق و هیجان درونیاش کماکان باقی است. بحرانها و سختیها نتوانستهاند احساسات عاشقانه او را کاهش دهند، و همچنان صدای درد و نوحه در دل او ادامه دارد. به طور کلی، شعر نشاندهنده ثبات عشق و احساسات عمیق انسانی است که در برابر چالشها و مشکلات پابرجا میمانند.
هوش مصنوعی: عشق از وجودم کم نمیشود، هرچند که به میخانه بروم. و آه و اندوه از دل من نمیرود، حتی اگر به ویرانیها نگاه کنم.
هوش مصنوعی: مجلس به پایان رسید، اما دعوای بین بلبل و پروانه بر سر گل همچنان ادامه دارد و کم نشده است.
هوش مصنوعی: دیگر هیچ دارویی از گل برای درمان وجود ندارد و دیوانگی بلبل بیقرار همچنان ادامه دارد.
هوش مصنوعی: در دربار پادشاهان بزرگ، هیچکس باقی نمانده است، اما شلوغی و هیاهوی مردم در درگاه میخانه همچنان ادامه دارد.
هوش مصنوعی: خدا را شکر که جدایی و اختلاف ما نتوانست ما را از هم دور کند. اگرچه خسارتهای زیادی دیدیم، اما از ارزش و اهمیت ما کم نکرد.
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به وضعیت دل خود اشاره میکند و بیان میکند که دلش خسته و غمگین است. همچنین میگوید که در این خانه همیشه صدای نوحه و غمانگیز وجود داشته و هیچگاه کم نشده است. به نوعی، این احساس هجران و اندوه در زندگیاش ادامهدار بوده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.