خوش آن دمی که لبم گردد آشنای قدح
به پای خم سر خود را نهم به جای قدح
بنوش می که سری در جهان نمی بینم
که چون حباب بود خالی از هوای قدح
به غیر حرف می از می کشان چه می خواهی
که در نماز نخوانند جز دعای قدح
ز دل جفای ترا وصل عذرخواهی کرد
که بوسه ی لب ساقی ست خونبهای قدح
کنم سلیم وصیت که ساقی از پس مرگ
کند چو توبه به خاکم به زیر پای قدح
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره شیرینی و لذت لحظهای است که انسان به شراب (قدح) روی میآورد. شاعر آرزو دارد که لبش به شراب آشنا شود و سرش را به جای شیشه خم کند. او از گذرای زندگی و بیپایانی آن حرف میزند و اشاره میکند که هیچ چیزی در جهان مانند شراب خالی و بیمعنی نیست. شاعر به نیاز به شادی و لذت در زندگی اشاره میکند و میگوید که در این لحظات، غیر از صحبت دربارهٔ می (شراب) چه چیز دیگری ارزش دارد. او از دلتنگی و عذرخواهی یاد میکند و در پایان به وصیتش میپردازد که پس از مرگ، در زمین زیر پای شراب باشد. به طور کلی، این شعر به زیبایی و زودگذر بودن زندگی و اهمیت لذتهای آن میپردازد.
هوش مصنوعی: در آن لحظهای که لبم با جام نوشیدنی آشنا شود، سرم را به جای جام در کنار خم نهم.
هوش مصنوعی: بنوش نوشیدنی را، زیرا در این جهان هیچ چیز را نمیبینم که مانند حباب امکان خالی بودن از هوای کنار لیوان را داشته باشد.
هوش مصنوعی: از دیگر سخنان مینوشان چه میخواهی که در نماز، جز دعا برای شراب نخوانند؟
هوش مصنوعی: از دل به خاطر ظلم و بیوفایی تو، عذرخواهی کرده است، زیرا بوسهای که بر لب ساقی میزنند، بهایی است برای نوشیدن از قدح.
هوش مصنوعی: من به سلیم وصیت میکنم که بعد از مرگم، ساقی به یاد من، مثل توبهای که بر زمین است، از روی قدح بر من بگذرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بدین هوس که: دمی سر نهم بپای قدح
هزار بار فزون خوانده ام دعای قدح
منم، که وقف خرابات کرده ام سر و زر
زر از برای شراب و سر از برای قدح
بزیر خون من و خون بها شراب بیار
[...]
قسم به خط لب ساقی و دعای قدح
که آب خضر نیرزد به رونمای قدح
گذشت عید بهار و ز تنگدستیها
رخی به رنگ نداریم از حنای قدح
هلال گوشه ابرو نمود، باده بیار
[...]
بیا و باده کش ای محتسب به پای قدح
که موج باده نباشد کم از دعای قدح
بهار آمد و مرغان در آشیانه خود
گشانده اند پر و بال در هوای قدح
به چشمه سار خضر پنجه اش زند سیلی
[...]
شکست رونق آیینه را صفای قدح
گشوده چهره ز اسرار دل هوای قدح
ز دیو غم چو گزندی رسد به کس زنهار
بگوی ورد کند صبحدم دعای قدح
زهر شکستهٔ او صوت حمد و نعت آید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.