خوش آن روزی که می در هر چمن بیباک میخوردم
به دستم بود اگر جامی، به پای تاک میخوردم
ز ساقی، جام می نگرفتن زاهد هلاکم کرد
به دست من اگر می داد، آن را پاک میخوردم!
محبت کرد از بس تلخ بر من زندگانی را
اگر زهرم نمیداد آسمان، تریاک میخوردم!
پی روزی عجب گر ترک استغنا کنم اکنون
که در ایام طفلی از قناعت خاک میخوردم
سلیم از بیشرابی مبتلای صد غم و دردم
اگر میداشتم می، کی غم افلاک میخوردم؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات شاعر در مورد عشق و زندگی اشاره میکند. شاعر از خوشیهای گذشتهی خود صحبت میکند که در آن زمان بیپروا مینوشیده و در عیش و نوش بوده است. او از تلخیهای زندگی و احساس ناامیدی میگوید که به خاطر بیتوجهی زاهد، در حال حاضر دچار درد و رنج است. شاعر بیان میکند که اگرچه زندگی برایش تلخ است، اما هنوز آرزوی نوشیدن می و شادی را در دل دارد و حسرت روزهای گذشته را میخورد. در نهایت، او از مشکلات و غمهایی که ناشی از نداشتن الکل در زندگیاش است، شکایت میکند.
هوش مصنوعی: روز خوبی بود که بدون هیچ دغدغهای در هر باغ و چمنی شراب مینوشیدم. اگر جامی در دست داشتم، آن را در پای درخت تاک میخوردم و لذت میبردم.
هوش مصنوعی: زاهدی که از ساقی جام می نگرفت، باعث هلاکت من شد. اگر او آن را به من میداد، من با احترام و بهخوبی آن را مینوشیدم.
هوش مصنوعی: عشق و محبت چنان بر من سختی آورده که اگر آسمان به من زهر نمیداد، به مصرف تریاک روی میآوردم!
هوش مصنوعی: اگر در پی روزی باشم و از بینیازی دست بکشم، عجیب است، چون در دوران کودکیام از قناعت و سادگی زندگی میکردم.
هوش مصنوعی: اگر شراب مینوشیدم، از دردها و غمهای فراوانی که دارم رهایی مییافتم. در این صورت، چرا باید به غمهای بزرگتری که در آسمان وجود دارد، بیاندیشم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.