گنجور

 
سلیم تهرانی

از دو جانب سرگرانی را تحمل می‌کنیم

ما و او با یکدگر جنگ تغافل می‌کنیم

بس که از گلچینی این باغ دارد خارها

پنجهٔ خود را خیال بال بلبل می‌کنیم

چشم ما را سرمه از حسن سیاهان داده‌اند

عشقبازی در چمن با ساق سنبل می‌کنیم

هرکه را ره داد، بر ره می‌سپارد باغبان

خار در پا می‌رود تا دست بر گل می‌کنیم

نیست زیر طاق گردون، جای آسایش سلیم

آه ازین خوابی که ما در سایهٔ پل می‌کنیم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
اهلی شیرازی

ما تحمل بر جفاهای تو ای گل می‌کنیم

گر به خواری هم آن هم تحمل می‌کنیم

حق گواه ماست در صدق محبت با بتان

ناکسی گر ناحقی گوید تغافل می‌کنیم

هرکسی در این چمن از کشتکاری خرم است

[...]

صائب تبریزی

ما کجا دست آشنا با مهره گل می‌کنیم

مشورت چون غنچه با سی پاره دل می‌کنیم

بحر پرشور حوادث در کف ما عاجزست

موج را از لنگر تسلیم ساحل می‌کنیم

همچو مژگان روز و شب در پیش چشم استاده است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه