ای خوش آن آزاده ای کو در به روی کام بست
دیده از نظارهٔ این باغ، چون بادام بست
از ضعیفی، قوت بی طاقتی با من نماند
ناتوانی بر من آخر تهمت آرام بست
با وجود آنکه لبریز شرابم، از خمار
یک دم از خمیازه نتوانم دهن چون جام بست
صید صیادی نگردیدیم، تا کی می توان
خویش را همچون گره بر حلقه ی هر دام بست
ما کجا و خوشدلی، هرگز نیاساید سلیم
آنکه بر ما تهمت این آرزوی خام بست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی آزادی و تسلیم نشدن است. شاعر به آزادهای اشاره میکند که در برابر مشکلات و تنگناها ایستادگی میکند و از دنیای مادی و ظاهری خود را عقب میکشد. او همچنین به ضعفها و تهمتهایی که در این مسیر با آنها مواجه میشود، اشاره میکند و بیان میکند که حتی در شرایط سخت هم نمیتواند خود را تسلیم کند. شاعر به عشق و دلخوشی اشاره میکند و تأکید میکند که خوشدلی حقیقی بهسوی او نمیآید و تهمتها و آرزوهای ناچیز دیگری بر او تحمیل میشوند. در مجموع، شعر به تلاش برای رهایی و حفظ اصل خود رغم چالشها و سوءتفاهمها میپردازد.
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن آزادهای که به خاطر دلایل خود، از تماشای این باغ چشم میپوشد و مانند بادامی که در انتظار میماند، خود را از خواستهها و جذابیتهای بیرونی دور نگه میدارد.
هوش مصنوعی: به دلیل ضعف و ناتوانی، دیگر توانایی تحمل را ندارم و این ناتوانی باعث شده تا دیگران به من تیر اتهام بزنند و زندگیام را آشفته کنند.
هوش مصنوعی: اگرچه از شراب سیراب و سرمستم، اما از حال خمار و کسالت نمیتوانم یک دم به آرامش بیفتم، مثل جامی که بسته شده باشد.
هوش مصنوعی: ما هیچگاه نتوانستیم مانند یک شکارچی به دام بیافتیم، تا کی میتوانیم خود را با وجود همه قید و بندها به هر طعمه و دام وابسته نگه داریم؟
هوش مصنوعی: ما چطور میتوانیم به خوشدلی برسیم، در حالی که آدم پاکنفس هرگز نمیتواند به سادگی این آرزوهای بیپایه را بپذیرد که دیگران به ما نسبت میدهند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.