جرعه ای تا می خورد، خون در ایاغم می کند
تا دماغی می رساند، بی دماغم می کند
بس که چون دیوانگان آشفته می بیند مرا
باغبان با چوب گل بیرون ز باغم می کند
قسمت من نیست هرگز مهربانی از کسی
چون صبا، پروانه خصمی با چراغم می کند
بی تو هرگه می روم سوی چمن، در پای سرو
آب از خود رفتنی دارد که داغم می کند
بلبلم، اما سلیم از بی وفایی های گل
اشک خونین در چمن همچشم زاغم می کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حال و هوای عاطفی شدید شاعر است. او از درد و رنجی که از بیمحبتی و جدایی میکشد، سخن میگوید. شاعر به توصیف احساساتش میپردازد و نشان میدهد که چگونه فقدان عشق و مهربانی، او را مانند دیوانگان آشفته کرده است. همچنین، او به دشواریهای رفتن به باغ و یادآوری عشق گذشته اشاره میکند. در نهایت، او به ناامیدیاش از وفاداری و محبت دیگران اشاره میکند و از اشکها و دردهایش سخن میگوید.
هوش مصنوعی: وقتی جرعهای از شراب مینوشد، به درد و غم من دامن میزند و حالتی غمانگیز به من میدهد که بیخبر از آن میشوم.
هوش مصنوعی: باغبان که مرا مانند دیوانگان آشفته و پریشان میبیند، با چوب گل به بیرون از باغ میراندم.
هوش مصنوعی: هرگز انتظار ندارم که کسی همچون صبا با مهربانی به من رفتار کند. پروانهای که در سرم دقایق سختی را میگذاراند، همچون دشمنی است که با نور چراغم بازی میکند.
هوش مصنوعی: هر بار که بدون تو به سمت باغ میروم، در پای درخت سرو، آب به شدت حرکت میکند و این احساس دلتنگی را در من ایجاد میکند که روح و احساسم را به آتش میکشاند.
هوش مصنوعی: من بلبل هستم، اما سلیم از بیوفاییهای گل، در چمن اشک خونین میریزد و با چشمانش مانند زاغ، تماشا میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نشأه دیوانگی تکلیف باغم می کند
نوبهاران روغن گل در چراغم می کند
از گریبان تجرد سر برون آورده ام
بوی پیراهن شنیدن بی دماغم می کند
حرف بلبل را ز استغنا به خاک افکنده ام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.